
Sامشب جشن میگیریم، اجلاس آمادگی کاتولیکها این خبر در حالی منتشر میشود که من به داگ بری از گریس فورس میپیوندم تا در مورد برخی از سخنان نبوی که در اوایل این خدمت به من رسیده است، صحبت کنیم. این سخنان «تصویر کلی» از آنچه در جهان اتفاق میافتد را به شما نشان میدهند تا بتوانید خود و خانوادهتان را به شیوهای سالم، سرشار از ایمان و ریشهدار در مسیح آماده کنید.
این اجلاس شامل داگ بری، پدر ریچارد هیلمن و جنگیر، پدر دن ریهیل خواهد بود. این رهبران خردمند و مسحشده به شما کمک میکنند تا بر عمل وفادارانه - نه وحشت - تمرکز کنید تا بتوانید در این دوران نامشخص با آرامش، شجاعت و امید زندگی کنید.
لینک
ویدیوها اینجا موجود است:
روز اول: ویدئو اینجا کلیک نمایید
روز اول: ویدئو اینجا کلیک نمایید
رونوشت
متن زیر از بخش مصاحبه داگ بری با مارک مالت است. این مصاحبه به صورت خودکار تولید شده و بنابراین ممکن است حاوی اشتباهاتی باشد:
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
خیلی خب، همگی. ما برگشتیم، و قراره تا چند دقیقه دیگه مارک رو بیاریم سر کار. فقط برای اینکه در اینجا بهروزرسانی سریعی در مورد چند نکته به شما ارائه دهم. اول از همه، خیلی ممنونم که خیلیها امشب به ما ملحق شدن. و بازخوردها عالی بوده است. خدا را ستایش کنید. و ما دوباره امیدواریم و دعا میکنیم که اجلاس بعدی موفقتر از این باشد. و منظور ما از موفقیت، زندگیها و جانهایی است که برای جلال خدا و کمک به آنها در این دنیا و آماده شدن برای آخرت، تحت تأثیر قرار میگیرند. و من در این مورد جدی هستم، به آنها در این بخش از جهان کمک کنید، زیرا این بخشی از وظیفه ما به عنوان مسیحیان است. همانطور که در مورد آثار جسمانی و معنوی رحمت صحبت کردیم، این است که تمام تلاش خود را بکنیم. بخش مهمی از مسیحی بودن، کمک به کاهش رنج دیگران، رفتن به آنجا برای تسلی دادن، تسلی دادن، آموزش دادن، غذا دادن، لباس پوشاندن، نوشیدنی دادن و همه این کارها است. همه اینها بخشی از نقش ما به عنوان یک مسیحی است. و آماده بودن برای انجام این کار مهم است، اما همچنین آماده بودن برای آموزش و راهنمایی و تشویق در نشانههای زمانه که در اطراف خود میبینیم. و این کاری است که مارک مالت در انجام آن عالی است. من چندین سال است که مارک را میشناسم، و خیلی بیشتر از آن او را دنبال کردهام. دیدن آثار جدید، موسیقی و فعالیتهای مذهبی او همیشه عالی بود. و من او را تماشا میکردم و میگفتم دنیل اوکانر، کریستین واتکینز، کریستین بیکن در برنامههای مختلفی که اجرا میکردند، در کانالهای یوتیوب. و بعد مارک را سوار ماشین کردیم. ما چندین بار او را در آمریکا دیدهایم پادکست گریس فورس را گوش دهید و با او و برخی دیگر از کسانی که با آنها کار میکند دوست شوید. و این واقعاً یک موهبت بوده که با این کاتولیکهای دوستداشتنی، این رزمندگان دوستداشتنی از دیگر نقاط جهان، آشنا شوم. و ما هرگز شخصاً ملاقات نکردیم. فکر نمیکنم که ما شخصاً همدیگر را ملاقات کرده باشیم، اما مشتاقانه منتظر آن روز هستم. اما باز هم، او یک مرد عالی، یک مرد خانواده عالی، و یک قلب و ذهن عالی است وقتی که واقعاً به آنچه باید در نظر بگیریم و به آن نگاه کنیم، مربوط میشود. بنابراین یک چیزی که قبل از اینکه او را بیاوریم میگویم این است. مهمانان مختلف، از من گرفته تا مارک و پدر رهولت و پدر هیلمن، همگی دیدگاههای متفاوتی را که از آنچه میبینیم، آنچه در موردش دعا میکنیم، آنچه به آن نگاه میکنیم و تجربیاتمان داریم، به شما ارائه میدهیم. اما همچنین جایی که احساس میکنیم خدا ممکن است قلب ما را تکان دهد و ما را به گفتن این یا انجام این یا آن کار ترغیب کند. اما همه باید در این مورد دعا کنند و بر اساس رابطه خود با خدا، این تصمیمات را بگیرند. و این نکتهی مهمی است که واقعاً باید اینجا روی آن تأکید کرد. آمادگی واقعی ریشه در این دارد که ما چقدر در آن رابطه با خداوند متعال، مادر مقدسمان و غیره نزدیک میشویم. و بنابراین، تلاش برای شناخت عمیقتر خدا بسیار بسیار مهم است. و قبل از اینکه دوستمان را معرفی کنیم، شما را با این فکر تنها میگذارم، و آن این است. در کتاب پادشاهان، اول پادشاهان ۱۹ جایی است که الیاس به دنبال شنیدن صدای خدا است. او به غار میرود، همان لحظه معروف غار الیاس. من عاشق این متن هستم چون او به صدای خدا گوش میدهد و صدای زمین را میشنود و زمین میلرزد و آنقدر قدرتمند است که سنگها میشکنند. خب، این چیزیه که توی کتاب مقدس اومده. آنها خرد شدهاند، از هم پاشیدهاند. زمین با این قدرت داره میلرزه. و او میگوید، خدا آنجا با من صحبت نمیکند. بعدش نوبت آتش است. خدا آنجا صحبت نمیکند. بعدش باد میاد. خدا آنجا صحبت نمیکند. سپس میگوید که او آن صدای آرام و آهسته را میشنود. به آن زمزمه ملایم گفته اند. و در زبان اسپانیایی، به آن «la brisa suave» میگویند. من اینطوری دوست دارم. خیلی باحال به نظر میاد، نه؟ لباس شیک و مجلسی. نمیدانم این روش درست تلفظ suave است یا نه، اما از suave بهتر به نظر میرسد. اما منظورم را میفهمی. این صدای آرام و خاموش، آن نسیم، آن چیزی در درون است. خدا با قلب صحبت میکند. او گاهی اوقات در جالبترین لحظات هم با ما صحبت میکند. ناگهان فکر میکنید که خدا چیزی را در قلب و روحتان به شما الهام میکند، و احساس میکنید که اکنون باید کار متفاوتی انجام دهید. اما خداوند هرگز آن را با اضطراب همراه نمیکند. بنابراین آن صدای آرام و ملایم از جانب خدا، صدایی است که معمولاً برای نزدیک شدن به اوست. وقتی میگویم معمولاً، همیشه منظور نزدیکتر شدن است، بله، اما گاهی اوقات ناگهانی است، من از شما میخواهم که الان کاری را به این روش انجام دهید، و این چالش برانگیز خواهد بود، اما باید آن را انجام دهید. مثل نبرد داوود با جالوت. اما همیشه با آرامش همراه است. خدا آرامش را به ارمغان میآورد. آن صدای آرام و ملایم، چیزی است که در درون، در اعماق وجود، آرامشبخش است. ممکن است گاهی اوقات هیاهو و سر و صدای بیرونی وجود داشته باشد، اما درون آن آرام است. و مارک مالت یکی از آن آقایانی است که به نظرم قطعاً آن رابطه را با خدا برقرار کرده که در آن آن صدای آرام و خاموش را میشنود. و حالا، دوست من، مارک مالت، میخواهیم شروع کنیم. حالت چطوره برادر؟ (Kheyli khoob dar?)
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
سلام برادر. خوبم. به همه کسانی که به این اجلاس پیوستهاند درود میفرستم. داگ، واقعاً باعث افتخار است که با تو و شنوندگانت شروع کنم.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
خب، از اینکه قبول کردی این کار را انجام بدهی، خیلی هیجانزدهام. میدانم وقتی با تو تماس گرفتیم و گفتی، بله، دوست داری این کار را انجام بدهی. فکر میکردم قرار است بینقص باشد. تو واقعاً پیام فوقالعادهای داری، و من اینجا نمینشینم و انواع تعریف و تمجیدها را نثار تو نمیکنم. موضوع این نیست، اما واقعاً معتقدم که تو تجربهی آنچه را که در طول سالها پشت سر گذاشتهای و عمق زندگی دعایی مداومت را با خود میآوری. میدانم که تو هم مثل هر کس دیگری، هنوز در مسیر هستی. همهی ما همینطور هستیم. اما تو گوش دادهای و پاسخ دادهای. میدانم که در زندگیات گامهایی برداشتهای که با ایمان به پیش رفتهای، و چالشهای مختلفی هم با آن همراه بوده است. ما حدود ۴۵۰ نفر در اتاق داریم. فکر میکنم مردم دارند به اتاق برمیگردند. آنها میدانستند که اینجا یک وقفهای در حال رخ دادن است. بنابراین، بله، شروع میکنیم، اینجا به هم میپیوندیم. پس این فوقالعاده است. امشب گروه فوقالعادهای اینجا هستید و فکر میکنم قرار است یک اثر عظیم و فوقالعاده را به این جمع اضافه کنید. بنابراین اجازه میدهم با شروع صحبتهایتان شروع کنید. میدانم که قرار بود مدام با هم صحبت کنیم، اما دوست دارم بشنوم که دوست دارید چه چیزی را به مردم ارائه دهید. چون میدانم اوایل امروز که صحبت کردیم، گفتید که واقعاً چیزهای قدرتمندی دارید که احساس میکنید خدا در قلبتان گذاشته تا به این خدا ارائه دهد.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
بله. و برای یک لحظه واقعاً گیج شدی، اما فکر کنم همه چیز را که گفتی فهمیدم.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
باشه.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
باشه، حالا بهتر شدی. آره. خوب است. آره. خب، آره، نه، من، میدونی، یه جورایی گول این خدمت مذهبی رو خوردم چون اوایل دهه ۲۰۰۰، اولین آلبومهام رو منتشر کرده بودم. و، میدونی، کل برنامهی من این بود که یه خواننده و ترانهسرای کاتولیک بشم. و در آن زمان، من شروع به اجرای کنسرت و سفر به سراسر آمریکای شمالی کرده بودم. و، میدونی، من واقعاً جان مایکل تالبوت رو تحسین میکنم. و، میدانید، من به نوعی میخواستم از آن الگو پیروی کنم و فقط، امیدوارم، موسیقی زیباتری را به دنیای کاتولیک بیاورم. و من در یک تور کنسرت در بریتیش کلمبیا بودم، و تجربهای که میخواهم با شما به اشتراک بگذارم، مرا در مسیری که الان هستم قرار داد. بنابراین اکنون من این آپوستولاسیون به نام «کلام اکنون» را در thenowword.com اجرا میکنم، جایی که اکنون مینویسم. من یک نویسنده هستم و دارم درباره زمانهای که در آن زندگی میکنیم صحبت میکنم. این اصلاً برنامهی من نبود. این نقشه من نبود. اما اتفاقی که برای من افتاد، اوایل دهه ۲۰۰۰ بود، من این را در یک کنفرانس گفتم و یک اسقف کانادایی پیش من آمد و گفت، تو باید این را بنویسی و با افراد زیادی به اشتراک بگذاری. بنابراین این کاری است که من الان قصد انجام آن را دارم. بین کنسرتها بودم، داشتم جایی در شمال بریتیش کلمبیا رانندگی میکردم، از مناظر زیبا لذت میبردم، فقط با آرامش رانندگی میکردم. فکر کنم یه موسیقی هم تو پس زمینه پخش کردم. وقتی ناگهان احساسی پیدا کردم، نمیدانم چگونه آن را توضیح دهم، انگار موج انفجاری رخ داد و تمام دنیا را درنوردید. و من این سخنان را در دلم شنیدم، من قید و بند را برداشتهام. و من با خودم فکر میکنم، این یعنی چه؟ اما اتفاقی که برای من افتاد کاملاً قطعی بود. خب، آن شب به اتاق هتلم رفتم، و این را سفارش دادم. این را یادم هست. من یه غذای چینی سفارش دادم، افتضاح بود. بنابراین آن را بیرون در گذاشتم، فکر کردم بگذارم سگها آن را بخورند و روی تختم دراز کشیدم و نمیدانم کسی از شما که تماشا میکردید تا به حال بازی Crack the Bible را انجام دادهاید یا نه، میدانید، جایی که انجیل خود را برمیدارید و میگویید: «خداوندا، امروز یک کلمه به من بده» و من فقط گفتم: «خداوندا، تو میدانی، تو میدانی، این یک مهارکننده کلمات است که من در سفرم شنیدم، این در انجیل است، شما میدانید که چگونه کرک انجیل پیش میرود، شما انجیل خود را ترک میکنید و شما: «خداوندا، تو یک کلمه به من بده» اینطور است که بله، اوه، آن کلمه نیست، امم، دوباره امتحان کن، میدانید، اوه، شروع میکنیم، متشکرم خداوند، بله، متشکرم عیسی، متشکرم، این یکی خوب است، بله، بله، این یکی خوب است، پس داگ، من هستم، من هستم، من روی تختم دراز کشیدهام و از اتفاقی که آن بعد از ظهر افتاده بود، مبهوت هستم و انجیلم را باز میکنم و شروع به خواندن میکنم. و من فقط میخواهم واقعاً، آن را اینجا روی صفحه نمایشم دارم. خوندن برام راحتتر میشه چون این عینک جدید رو زدم و دیگه عینک مناسبی نیست. من نمیتونم چیزی رو از نزدیک بخونم، بنابراین یه جورایی نیمه نابینا هستم. اما شروع به خواندن دوم تسالونیکیان باب ۲ کردم. دقیقاً همین جا بود که کتاب مقدس را باز کردم. و میگوید، نه ناگهان از روح یا گفتهای شفاهی یا نامهای که ادعا میشود از طرف ما است مبنی بر اینکه روز خداوند نزدیک است، مضطرب و نگران نشوید. هیچکس به هیچ وجه شما را فریب ندهد، مگر اینکه ابتدا ارتداد رخ دهد و آن بیدین آشکار شود. خب، من تا اینجا دارم میخوانم، و فقط میخواهم همینجا متوقف شوم، برای اینکه اگر کسی اینجا هست، بداند کلمه ارتداد یعنی چه؟ و این کلمه به معنای افتادن و از دست دادن است. در نسخههای دیگر کتاب مقدس آمده است که این واژه به معنای شورش یا طغیان است. میشه گفت یه انقلاب. بنابراین تا زمانی که این شورش علیه ایمان رخ ندهد و آن یاغی آشکار نشود. حالا، اون یاغی کیه؟ پدران اولیه کلیسا، برخی از آنها از آن یاغی به عنوان دجال یاد میکردند. و در کتاب نامههای اول یوحنا، او درباره آمدن این دجال صحبت میکند. او میگوید دجالهای زیادی وجود دارند، بنابراین هر کسی که پسر خدا بودن عیسی را انکار کند، همان دجال در کلیسای سنت ... است. جان. اما سنت کاتولیک همیشه این را آموخته است که مردی خاص، فرزند هلاکت، که عیسی به او اشاره کرد، خواهد آمد و او همان دجال است. و فلسفه نیست. پادشاهیای در راه است، پادشاهی این جانور. اما سنت. جان نیومن تأیید کرد که او مردی با سنت مقدس است. این مرد دارد میآید. بنابراین من اینجا این را میخوانم. و ضمناً، در سال ۱۹۰۳، این فقط یک پاورقی کوچک است. خیابان پیوس ایکس، همانطور که بعداً فهمیدم، چون کل این ماجرا من، داگ، را در یک مسیر کلی قرار داد. خداوند از این تجربه استفاده کرد و گفت که این مانع برداشته میشود تا من را به این خدمت وارد کند. و بعداً در سال ۱۹۰۳ در یک بخشنامه از پیوس دهم خواندم که گفته بود: «چه کسی میتواند نبیند که جامعهی کنونی بیش از هر عصر دیگری در گذشته از یک بیماری وحشتناک و ریشهدار رنج میبرد؟» او گفت، تو میدانی این بیماری چیست، ارتداد از خدا. و سپس ادامه میدهد که ممکن است در حال حاضر در جهان، فرزند هلاکتی که رسول از او سخن میگوید، وجود داشته باشد. آن دجال است. حالا، من این را همین الان در صدر این حرفها میزنم چون میخواهم افرادی که گوش میدهند، کسانی که شکاک هستند، کسانی که نسبت به کسانی که میگویند ما در آخرالزمان زندگی میکنیم بدبین هستند، بدانند که در طول قرن گذشته، تقریباً یک قرن و نیم، پاپهایی بودهاند که از روی نشانههای آخرالزمان گفتهاند که دجال میتوانسته در زمان آنها زنده باشد. فقط میخوام ازت بپرسم، سنت... چی میخواد؟ پیوس ایکس میگوید اگر امروز زنده بود؟ خب، من این را در انجیل میخوانم، و بعد چیزی که بعد از آن روی تخت اتاق متل خواندم، همانطور که داشتم این انجیل را میخواندم، فکم واقعاً از تعجب باز ماند. میگوید، و میدانید چه چیزی این یاغی را مهار میکند؟ تا او در زمان خود آشکار شود، زیرا راز بیدینی از قبل در کار است. فقط کسی که اکنون آن را مهار میکند، این کار را خواهد کرد تا زمانی که از سر راه برداشته شود، و سپس آن یاغی آشکار خواهد شد. بنابراین من مات و مبهوت آنجا نشستهام. اینجا دارم در مورد این مانع، این چیزی که دجال را عقب نگه میدارد، میخوانم، و به کلماتی فکر میکنم که تجربه کردهام، به معنای واقعی کلمه آنها را حس کردهام. خداوند آن بعد از ظهر گفت، من مانع را برداشتم. میدانید، بعداً در همان سال، دولت کانادا ازدواج را نه فقط بین یک مرد و یک زن، بلکه به طور کلی تعریف آن را تغییر داد. کانادا یکی از اولین کشورهای غربی بود و این [مذهب/ایدئولوژی/...] شروع به گسترش و گسترش در سراسر کشورهای غربی کرد. ببینید، بیقانونی به این معنی نیست که مردم در خیابانها بدوند، مثل چیزی که در سال ۲۰۲۰ در آمریکا دیدیم که ساختمانها را آتش زدند. این هرج و مرج ماست. بیقانونی زمانی است که یک قاضی دیوان عالی کشور صبح از خواب بیدار میشود، مثل بقیه ما غلات صبحانهاش را میخورد، ردایش را میپوشد و وارد دادگاه میشود و قانون طبیعی را لغو میکند. یعنی بیقانونی. و این زمانی است که ما در آن هستیم. ما در حال تعریف مجدد تعاریف قدیمی هزاره جدید هستیم. امروزه ما حتی در حال تعریف مجدد جنسیتهایمان هستیم. آدمها میتوانند خودشان را تعریف کنند. این بیقانونی است. این دقیقاً هستهی بیقانونی است. وقتی قانونِ اینکه چه کسی هستیم را میگیریم و آن را وارونه میکنیم. و من این را نمیگویم که آن دسته از شما را که با تمایلات همجنسگرایانه دست و پنجه نرم میکنید یا با هر مشکلی دست و پنجه نرم میکنید، محکوم کنم، اما باید درک کنیم که ما به تصویر خدا ساخته شدهایم، و بنابراین او خالق ماست، و او میداند چه چیزی برای ما بهتر است. او میداند که قوانین نهایی طبیعت که ما باید از آنها پیروی کنیم، کدامند. و تمام خلقت این کار را انجام میدهد، چه سیاراتی که مدار خود را حفظ میکنند، و چه غازهایی که اکنون آماده پرواز دوباره به جنوب میشوند. آنها از قوانین خلقت پیروی میکنند. اما ما انسانها میتوانیم از یک قانون پیروی کنیم، و آن قانون عشق است. اما از آنجا که ما به تصویر خدا آفریده شدهایم، از آنجا که عقل و اراده داریم، قدرت انتخاب داریم که قوانین طبیعت را رد کنیم. و وقتی انسان قوانین خدا را رد میکند، اتفاقی که میافتد این است که ما مرگ را خلق میکنیم. و دقیقاً همین اتفاق افتاد. مرگ با رد قوانین خدا توسط ما وارد جهان شد. و حالا به نظر میرسد که پس از هزاران سال، به نقطهی حساسی رسیدهایم که در آن یک مانع برداشته شده است. ارتداد در حال گسترش است. ما در مقایسه با مجموع بیست قرن گذشته، چنین افت شدیدی از ایمان مسیحی نداشتهایم. یه سقوط عظیم در راهه. ایمان مرده است. در غرب تقریباً مرده است. به دستگاه تنفس مصنوعی وصل است. در واقع، همین چند ساعت پیش داشتم به اسقفم میگفتم، اگر مهاجرت نبود، بسیاری از کلیساهای کاتولیک ما تا الان بسته شده بودند. و او فقط به من نگاه کرد و موافقت خود را اعلام کرد و سر تکان داد. ما همین جاییم که هستیم. بنابراین این کلمه واقعاً من را به حرکت درآورد. و سپس کلمه دیگری به دنبال آن آمد. و آن کلمه در آن زمان بود، من تازه شروع به گذاشتن چیزها روی اینترنت کرده بودم. من تازه یه سایت باز کردم و یک روز، بیایید ببینیم در دعا و نیایش روزانه، من در دعا به خداوند گوش خواهم داد. و من کلماتی را در قلبم میشنیدم، نه صدایی قابل شنیدن، بلکه آیات کتاب مقدس را میخواندم. و بعد حس میکردم که او چیزی میگوید و آن را مینوشتم. و یک روز حس کردم که خداوند میگوید، میخواهم آنچه را که در دفتر خاطراتت مینویسی، در اینترنت منتشر کنی. و درست در آن زمان فناوریای به نام وبلاگ وجود داشت، قالبهایی که میتوانستید به آنجا بروید و به راحتی چیزی را منتشر کنید و آن یک قالب خوب بود. این به طور خودکار منتشر شد. و خب، این کاری بود که من انجام دادم. من این اطلاعات را منتشر کردم و نمیتوانم توضیح دهم که چطور این کار را با تعداد کمی از خوانندگان شروع کردم و حالا دهها هزار خواننده در سراسر جهان آن را میخوانند. اما کمی بعد از آن، تجربه دیگری داشتم. وقتی آن کلمه را در سال ۲۰۰۵ نوشتم، کاری را که آن اسقف از من خواسته بود انجام دادم. من آن را در این وبلاگ، این وبلاگ کاملاً جدید، قرار دادم. و مدت زیادی نگذشت که چیزی از ژان پل دوم خواندم. وقتی در روز جهانی جوانان در سال ۲۰۰۲ در تورنتو بودم، با گیتارم آواز میخواندم. و فکر میکردم که قرار است جلوی پاپ آواز بخوانم. در عوض، داشتم جلوی یک زمین تقریباً خالی و توالتهای سیار آواز میخواندم. اما، میدانی، من آن را میپذیرفتم. من گرفتمش. خب یادم رفت به مامانم زنگ بزنم. گفتم مامان، من همین الان دارم میرم روی صحنه، اینجا توی روز جهانی جوانان تورنتو. گفتم، میدان پر از جمعیت است. کاملاً پر است. و او میگوید، اوه، این باورنکردنی است. گفتم، آره، چمنها پر از علف هستند. گفتم، چون تمام جمعیت بلند شدند و رفتند تا پاپ را ببینند. دارم برای مامان پورت-ا-پاتی میخونم. پس به هر حال، خدا من را داشت. او بارها در طول خدمتم مرا تحقیر کرد. او هنوز هم این کار را میکند. و این متن را از ژان پل دوم خواندم که یادم نمیآید آنجا شنیده باشم. اما او در روز جهانی جوانان به ما جوانان گفت: «من شما جوانان را به وظیفهای عظیم فرا میخوانم، تا نگهبانان صبح شوید و طلوع سپیدهدم و قیام قریبالوقوع پسر عدالت، که مسیح خداوند قیام کرده است، را اعلام کنید.» من کمی آن را خلاصه کردم، اما این خیلی به چیزی که او گفت نزدیک است. از شما جوانان میخواهم که دیدهبانانی باشید که آمدن مسیح قیام کرده را اعلام میکنند. این خیلی شگفتانگیز است چون من شروع به کنار هم گذاشتن قطعات پازل کردم، چون طبق روایات، قبل از آمدن مسیح، دجال میآید. و اگر واقعاً آمدن دجال را در مکاشفه ۱۹ و سپس ۲۰ به ترتیب زمانی بخوانید، چیزی که میبینید این است که پایان دنیا نیست. و بنابراین شروع به مطالعهی پدران اولیهی کلیسا و آنچه در این مورد میگفتند، کردم. و این چیزی است که آنها اساساً گفتند. اول از همه، این ارتدادی که میآید، این ارتداد بزرگ، و سپس آشکار شدن آن بیدین. ما میخوانیم که چگونه این یاغی سپس همه را مجبور میکند تا علامتی را انتخاب کنند که با آن بتوانند فقط با این علامت خرید و فروش کنند. در مکاشفه ۱۹ میخوانیم که نوعی تجلی مسیح وجود دارد.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
درست.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
در تسالونیکیان آمده است که او با قدرت و با نفس دهانش میآید. او این دجال را به هلاکت میرساند. و به گفته پدران اولیه کلیسا، این پایان دنیا نیست. آنها گفتند، با این، هفتمین روز کلیسا آغاز میشود. و من کاتولیک هستم، نه یک ادونتیست روز هفتم، اما با من مدارا کنید. آنها دیدند که از زمان آدم تا مسیح ۴۰۰۰ سال و از تولد مسیح تا اساساً یوبیل که اکنون در آن هستیم، ۲۰۰۰ سال فاصله است. هزاره ای که ما وارد آن شدیم، آنها این را به عنوان مقایسه ای با شش روز خلقت دیدند. و بنابراین آنها صلاح دیدند که همانطور که خدا در روز هفتم استراحت کرد، کلیسا نیز در روز هفتم استراحت کند. و بنابراین، هزار سال گذشته، که همان چیزی است که سنت یوحنا به آن اشاره میکند، این یک عدد نمادین است، آیا این دوره سلطنت مسیح در کلیسای اوست؟ این یعنی عیسی برای سلطنت بر زمین به صورت جسمانی نیامده است. این یک بدعت است. به آن هزارهگرایی میگویند. اما او میآمد و آن زمان، زمان تقدس و پیروزی عظیم و تجدید حیات معنوی بود. و عیسی حتی این را در متی ۲۴ گفت. او گفت که همه این نشانهها وجود خواهد داشت، قیام ملتها علیه ملتهای دیگر، جنگها و شایعات جنگ، زلزله، قحطی و طاعون از جایی به جای دیگر. پیامبران دروغین و مسیحهای دروغین زیادی وجود خواهند داشت. و او درباره آزار و اذیت کلیسا صحبت کرد. اما سپس گفت، این چیزها باید رخ دهد، او گفت، اما این انجیل باید به اقصی نقاط زمین برود تا شاهدی برای ملتها باشد، و آنگاه پایان فرا خواهد رسید. و بنابراین فکر میکنم سنت بود. جاستین شهید که گفت، شما این هفتمین روز استراحت را برای کلیسا دارید، زمانی که انجیل تا اقصی نقاط زمین گسترش خواهد یافت. و اشعیا، در نوشتههای نبوی خود، درباره این دوران صلح صحبت میکند، زمانی که شیر با بره خواهد خوابید و کودک با مار بازی خواهد کرد. زمانی خواهد بود که تمام ملتها به سمت اورشلیم، به سمت کلیسا، اورشلیم جدید، سرازیر خواهند شد. و میگوید که تمام جهان از دانش خدا پر خواهد شد. و این اثبات کلام خداست. عیسی گفت که فروتنان وارث زمین خواهند بود. منظورم این است که آیا واقعاً دنیا با قدرت گرفتن شیطان به پایان میرسد و عیسی اساساً میگوید، باشه عمو، میدونی، تو خیلی قدرتمندی؟ تو فقط داری سلطهگری میکنی، پس من فقط میآم و لهش میکنم. نه، خدا کلامش را ثابت خواهد کرد. در مکاشفه ۱۹ آمده است که او جانوری را که همان دجال است به جهنم میاندازد، زیرا شما نمیتوانید او را به جهنم بیندازید. بنابراین، باید بگویم، منظور از وحش، هم همین پادشاهی وحش است، اما آنها به وحش همچنین به عنوان سری که از وحش میآید، یعنی این دجال با این دهان کفرآمیز، اشاره میکنند. و بنابراین پدران کلیسا نیز او را وحش نامیدند. و پیامبر دروغین به جهنم انداخته میشوند. و بعد روز هفتم را دارید. و سپس جاستین شهید میگوید، سپس پس از رهایی شیطان از ورطه میآید. و شیطان سعی میکند آخرین حمله را انجام دهد، اما کاملاً شکست میخورد. و سپس هشتمین و آخرین روز ابدی فرا میرسد. و این در میان پدران کلیسا کاملاً ثابت است. بنابراین آنچه در راه است همان چیزی است که ژان پل دوم و بسیاری از پاپها درباره آن صحبت کردهاند. میتوانید آن را بهار جدیدی در کلیسا بنامید. میتوانید آن را پیروزی قلب مقدس، پیروزی قلب معصوم بنامید. سایر عرفا آن را پنطیکاست جدیدی نامیدهاند و به همین دلیل است که بانوی ما بر روی زمین ظاهر شده و ما را به دعا در گروههای دعا فرا میخواند. او دوباره ما را به اتاق بالا فرا میخواند برای این فوران جدید روح القدس که قرنهاست در کلیسا برای آن دعا میکنیم. ای روح القدس بیا و چهره زمین را تازه کن. بیا و چهره پایان را تازه کن. بنابراین میبینید، این روایت آخرالزمانی از تاریکی و عذاب، چیزی نیست که کلیسا میگوید. این به آن معنا نیست که ما قرار نیست دوران سختی را پشت سر بگذاریم. و این چیزی است که این اجلاس ما را تا حدی برای آن آماده میکند، دوران سختی که فکر میکنم در آستانه آن هستیم. فکر میکنم ما همین الان هم داریم از آنها عبور میکنیم. بعد از سال ۲۰۰۵ در آن منطقه، کلمه دیگری به نام داگ دریافت کردم. بنابراین همه اینها در ابتدای خدمت من بود. کلمه دیگری دریافت کردم، و آن این بود. طوفانی در دشتهای کانادا در راه بود، و یک روز تابستانی بود، و من سوار ماشینم شدم، و احساس کردم که باید بروم، دعا کنم و فقط این طوفان را تماشا کنم. و همچنان که نزدیک میشد، این کلمات را به وضوح در قلبم شنیدم: طوفانی عظیم مانند گردباد بر زمین در راه است. خیلی واضح بود. طوفانی عظیم مانند گردباد به زمین نزدیک میشود. سالها بعد، در نوشتههای عرفایی مانند الیزابت کیندلمن، که پیامهایشان مورد تأیید قرار گرفته بود، خواندم که عیسی گفته بود طوفانی مانند گردباد بر زمین در راه است. برای پدر استفانو گوو، که اکنون خادم خداست، بانوی ما اغلب از طوفان بزرگی که در راه است صحبت میکرد. من این را نمیدانستم. فکر میکردم این کلمه برای من منحصر به فرد است. اما حدود یک یا دو هفته بعد بود که با کتاب مقدسم نشستم و هنوز هم کتاب مکاشفه را کتابی فوقالعاده مرموز میدانم. و بنابراین من آن را به نوعی روی زانوهایم خواندم، به اصطلاح، چون بسیاری از مردم سعی میکنند آن را تفسیر کنند. و من فقط یه جورایی اینجوری بهش نگاه میکنم، خدایا، اگه یه بینشی داری، عالیه. اما من سعی نخواهم کرد همه چیز را کشف کنم. چون کتاب مدام بین تصویر پیروزی در پایان و تصویر پیروز کلیسا و سپس تصویر مبارز کلیسا در نوسان است. و یوحنا مدام به این سو و آن سو میرود، و در رؤیایش از همه جا میپرد. اما آن روز، بعد از آن طوفان، حدود یک هفته بعد، نشستم و شروع به خواندن فصل ششم درباره هفت مُهر مکاشفه کردم. و همینطور که داگ، شروع به خواندن میکنم، ناگهان در قلبم میشنوم که روحالقدس میگوید، این طوفان بزرگ است. آهان. وای. و بنابراین شروع به خواندن میکنم. اولین مُهر، این سوارکار بر اسبی سفید با تاجی بر سر است که از پیروزیای به پیروزی دیگر میتازد. من نقل قولی از پیوس دوازدهم پیدا کردم، و او در واقع میگوید این سوارکاری که او معتقد است عیسی است، کسی که سوارکاری میکند. و یکی دیگر از قدیسان گفت روح القدس. اما اساساً، این شکستن مُهرها است که در واقع تنبیههای ساختهی دست بشر هستند، همانطور که خواهید دید. و انگار عیسی میگوید من همه چیز را به خیر و صلاح پیش خواهم برد. من به این اجازه میدهم. در واقع او کسی است که این مهرها را باز میکند و انگار میگوید من از طریق اینها پیروزی را به ارمغان خواهم آورد. من میخواهم اینها را خیلی سریع بگذرانم. داگ، اما همانطور که من انجام میدهم، میخواهم خوانندگانم فقط به این فکر کنند که تیترهای امروز چه میگویند. فقط به این فکر کنید که تیترها چه هستند، چون فکر نمیکنم لازم باشد واقعاً یک عارف باشید تا با چشمان خودتان روزانه در اخبار ببینید چه اتفاقی دارد میافتد. فکر میکنم این فصل ششم مکاشفه است. فکر میکنم ما در اولین بادها، اولین موجهای طوفان این طوفان بزرگ هستیم. مهر دوم سوارکاری بر اسب قرمز است که شمشیر بزرگی به او داده شده تا صلح را از زمین بگیرد و میگوید مردم شروع به قتل عام یکدیگر کردند. منظورم این است که این چیزی که اینجا میگویم آسان نیست و من از گفتن این چیزها لذت نمیبرم، اما میتوانید ملتها را در حال حاضر ببینید. ما در آستانه یک فاجعه هستهای بالقوه هستیم. درست در این مرحله، لازم نیست این کار را انجام دهیم. برای اینکه جهان را کاملاً مختل کند، اما ما در آستانه آن هستیم و به نظر میرسد که ملتها روی این موضوع تمرکز کردهاند. همین هفته از رهبران اروپایی شنیدیم که میگویند: حالا چه چیزی قرار است به اروپا بیاید؟ شما باید آماده باشید زیرا این یک فاجعه و جنگی خواهد بود که مانند آن را ندیدهایم. اینا رو دارن به مردم میگن همین الان که داریم صحبت میکنیم، دارند بهشان میگویند که اجناس را انبار کنند. پس مُهر سوم، این سوارکار بر اسب سیاه است. و سنت. جان این صدا را میشنود که فریاد میزند، یک کوارت گندم به قیمت دینار، که به معنی دستمزد یک روز است، فقط یک کوارت گندم میخرد، مثل این است که با دستمزد یک روز بتوان یک قرص نان خرید. این چیست؟ این تورم است، این فروپاشی اقتصادی است و ما در آستانه فروپاشی اقتصادی هستیم، زیرا اکنون میبینیم که بسیاری از کشورها از دلارهای نفتی فاصله میگیرند. و با اتفاقاتی که در طول همهگیری افتاد، دیدیم که زنجیرههای تأمین ما تقریباً دو یا سه روز است که در حال فروپاشی هستند. این نشان میدهد که زنجیرههای تأمین ما چقدر به فروپاشی نزدیک هستند. بنابراین به محض اینکه کسی گفت دستمال توالت ممکن است کمیاب شود، دیدیم که فروشگاهها در همه جا از دستمال توالت خالی شدند. بنابراین فروپاشی اقتصادی در صورت وقوع جنگ، زنجیرههای تأمین را از کار میاندازد. مرزها بسته میشوند و شما شاهد تورم افسارگسیخته و فروپاشی اقتصادی خواهید بود. حالا، من نمیگویم که سنت رؤیای یوحنا در اینجا لزوماً به ترتیب زمانی است. فکر میکنم ما همین الان هم داریم این چیزها را میبینیم. مثل یک مارپیچ، مثل طوفانی که مارپیچوار به سمت چشم طوفان میرود. و هر چه نزدیکتر میشوید، شدیدتر میشود. من فکر میکنم این چیزی است که ما شاهد وقوع آن هستیم. سپس مهر چهارم شکسته میشود و نوشته میشود که اسب رنگپریدهای بیرون میآید که سوارش مرگ و هادس هستند. به او قدرت داده شد تا یک چهارم زمین را با شمشیر، قحطی، طاعون و حیوانات وحشی زمین بکشد. خب، ما قبلاً دیدهایم، فکر میکنم بر اساس آخرین شمارش من، ۲۶ تا ۳۰ دانشمند تأیید کردند که آخرین بیماری همهگیر یک ویروس ساخته دست بشر بوده است. ما هنوز شاهد کندن آنها هستیم. ما همین دو هفته پیش باد گرفتیم. آنها هنوز دارند با این ویروسها بازی میکنند و سر و کله میزنند. به این میگن تحقیقات افزایش عملکرد برای ساختن ویروسی که پخش بشه. بیشتر ویروسهایی که به سرعت گسترش مییابند، کشنده نیستند. اما در تحقیقات افزایش عملکرد، آنها سعی میکنند یک ویروس کشنده که به سختی پخش میشود را با ویروس دیگری که به راحتی پخش میشود، مطابقت دهند. حالا، این شیطانی است. این باید غیرقانونی و محکوم شود، و بسیاری از ملتها این کار را میکنند. آره. آره، اما هنوز داره اتفاق میفته.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
آیا این با بیقانونیای که شما از آن صحبت میکنید هم همخوانی دارد؟ منظورم این است که نحوه برخورد با کل ماجرا، بسیاری از حوزههای قانون و عقل سلیم متعارف را نقض کرده است.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
بله، همینطور است. این بیقانونی است. هر چیزی که من برای شما توصیف میکنم، بیقانونی است. چه اتفاقی در سراسر جهان میافتد؟ همه این جنگها در حال حاضر فقط بیقانونی هستند. و در واقع، رهبران اروپایی در داووس این را گفتند. در واقع، فکر میکنم، نخستوزیر من بود که گفت دیگر ما با حاکمیت قانون امور را اداره نمیکنیم. حالا، مارک کارنی بخشی از نخبگان جهانیگرا است که آنها میخواهند ببینند. آنها در حال مهندسی «بازنشانی بزرگ» هستند. آنها در حال مهندسی کل ساختن چیزهای بهتر هستند. و همانطور که در گذشته به شما گفتهام، داگ، چگونه میتوان بهتر ساخت، مگر اینکه همه چیز را خراب کنید؟ «بازنشانی بزرگ» به معنای بازگرداندن همه چیز به پایهها است. و کاری که این جهانیگرایان میخواهند انجام دهند، بازسازی آن بر اساس یک الگوی سرمایهداری نئوکمونیستی است. آنها آن را سرمایهداری سهامداری مینامند، که در آن فقط گروهی از مردم صاحب همه چیز هستند. و بقیه ما اجارهنشین خواهیم بود. بنابراین اگر به یخچال نیاز دارید، اجاره خواهید کرد. اگر به ماشین نیاز دارید، اجاره خواهید کرد. و کل ایده این است که گرمایش جهانی را کاهش دهیم. این برای نجات سیاره است. اما این نئوکمونیسمی است که در حال ظهور است، همان چیزی که بانوی ما در سال ۱۹۱۷ در فاطیما درباره آن هشدار داد.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
مگر نخستوزیر شما اخیراً وقتی حدود یک ماه پیش گفت که همه چیز برای همکاری با چین در نظم نوین جهانی آماده است، کاملاً واضح نگفت؟ و او همینطوری گفت. مکث کرد، نظم نوین جهانی. منظورم این است که او واقعاً روی این موضوع تأکید میکرد.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
بله، او خیلی با دقت حرف زد، بعد هم توافق جدیدش با چین و تازه دیروز فهمیدیم که کانادا قرار است به ارتش چین اجازه دهد بیاید و با ارتش ما آموزش ببیند. منظورم این است که باورنکردنی است. این چین کمونیست است. بله، چه کسی الان در چین کمونیست کلیسا را آزار میدهد. بنابراین همه آن افرادی که مارک کارنی را دوست دارند، من اینجا سیاسیکاری نمیکنم، اما افرادی که مارک کارنی را دوست دارند، هیچ ایدهای ندارند که این مرد کیست. من در حال مطالعهی گفتههای این مرد بودهام. فلسفههای او در کتابهایش کارل مارکس، لنین، استالین، برنامهریزی مرکزی است. این تمام چیزی است که او به دنبال آن است. میتونی بری کتابش رو بخونی. پیتر فاستر از نشنال پست، نقدی بر آن انجام داد و همه این موارد را شناسایی کرد. بنابراین در نهایت، اگر قرار است الگوی چین کمونیستی را اجرا کنیم، و واقعاً هم همینطور است، داگ، چین کمونیستی با سیستم اعتبار اجتماعی، آنها همین الان هم دارند این کار را انجام میدهند. و ما در شُرُفِ بهکارگیری آن در آمریکای شمالی و غرب از طریق دوربینهای مداربسته و فناوری نظارتی هستیم. بنابراین ما خیلی به داشتن آن نزدیک هستیم. چیزی که شما نیاز دارید، کارتهای شناسایی دیجیتال است، و این کارتها در حال حاضر در استرالیا شروع به پیادهسازی کردهاند. کانادا در شرف انجام این کار است. و واقعاً به چیزهای زیادی در مورد آن منجر میشود، اروپا، بله، اروپا، اتحادیه اروپا قرار بود پاییز امسال شروع شود، بله، چیزی که واقعاً به آن منجر میشود، مهر پنجم است که در مورد شهدایی در زیر محراب میخوانیم که به خدا فریاد میزنند چقدر دیگر قبل از اینکه انتقام خونی را که ریختهایم بگیری و خدا میگوید فقط کمی بیشتر، فقط کمی بیشتر تا تعداد کامل شهدا پر شود و در حال حاضر، داگ، ما در سراسر جهان شاهد آزار و اذیت مسیحیان هستیم، برخلاف هر چیز دیگری، مانند آنچه که الان در حال انفجار است و من در مورد نیجریه و هند و سایر نقاط صحبت میکنم، خونریزی است و جالب است که در مکاشفه ۲۰، من معتقدم که این شهدایی هستند که با مسیح در دوران صلح سلطنت میکنند، سرشان از بدنشان جدا شد. چه کسی فکر میکرد در دهه ۲۰۲۰ دوباره شاهد سر بریدن مسیحیان باشیم، مانند انقلاب فرانسه در قرن نوزدهم، اما این اتفاق افتاد. و خب، من و داگ، میخواهیم خیلی سریع این کار را انجام دهیم، به مُهر ششم میرسیم، و ناگهان انگار زلزلهای رخ میدهد. یه لرزش شدید داره. میگویند ستارهها از آسمان میافتند. آسمان به عقب رانده شده است. یه جورایی یه اتفاق عرفانی افتاده. و ناگهان، همه، از شاهزاده گرفته تا فقیر در تمام سیاره، احساس میکنند که خشم بره نازل شده است. و آنها میخواهند خود را در غارها پنهان کنند و خود را با سنگها بپوشانند. چیزی آنها را محکوم میکند و آنها فکر میکنند که خشم بره نازل شده است. و ما میدانیم که این بر اساس گفتههای سنت ... است. فاوستینا، بنده خدا، استفانو گوبی و دیگر عارفان در ایالات متحده، مانند جنیفر و دیگران، گفته اند. آیا این هشداری است که، به گمانم، وقتی به نقطهی اوج طوفان برسیم، خداوند به جهان خواهد داد؟ (که به نظر من یکی از برجستهترین آنهاست، گرابندال است.) و راستش را بخواهی، داگ، فکر نمیکنم به آنجا رسیده باشیم. فکر میکنم داریم به سمتش میچرخیم. اما فکر میکنم همه اینها بالاخره اتفاق خواهد افتاد. و جهان مانند پسر گمشده به زانو در خواهد آمد. داستان پسر ولخرج را یادتان هست؟ میگوید قحطی به آن سرزمین رسید. تمام پولش را به باد داد. او در اوج ناامیدی بود. و من فکر میکنم خدا به ما اجازه میدهد وقتی میراثمان را از دست میدهیم به این نقطه برسیم. میراث مسیحی ما همان کاری است که غرب انجام میدهد. و این ما را به زانو در میآورد، جایی که ناگهان میبینیم خوکها از ما بهتر غذا میخورند، همانطور که در تمثیل پسر ولخرج آمده است. و پسر در آن لحظه وجدانش روشن میشود. عیسی میگوید، پسر میگوید، من چه کار کردهام؟ چرا خانه پدرم را ترک کردم؟ پس برمیخیزم و نزد پدرم میروم و به او میگویم: دیگر لیاقت ندارم پسر تو باشم. من فقط یه برده خواهم بود. و با این حرف، به خانه برمیگردد. من فکر میکنم مُهر ششم، لحظهی پسر گمشده برای جهان است که در آن خدا قرار است یک بار برای همیشه گندم را از علفهای هرز جدا کند. همانطور که عیسی گفت، او در پایان عصر این کار را خواهد کرد، که لزوماً پایان جهان نیست. آخر الزمان است. و این غربالگری بزرگی که قرار است اتفاق بیفتد. و پدر گوبی گفت که مانند یک داوری مینیاتوری برگزار خواهد شد که در آن وجدان همه روشن خواهد شد. و خودمان را طوری خواهیم دید که انگار در مقابل عرش خدا ایستادهایم. خیابان فاستینا توصیف کرد. او آن را تجربه کرد و توصیف کرد که این علامت در آسمان داده خواهد شد که در آن یک صلیب از نور ظاهر میشود. از زخمهای مسیح که در آن مصلوب شد، تا این نور به زمین جاری شود. و من فکر میکنم این نوری است که به قلبهای ما خواهد تابید و ما را روشن و آگاه خواهد کرد. این یک هشدار نهایی خواهد بود، زیرا در پایان همه چیز، اگر شروع به خواندن کتاب مکاشفه کنید، متوجه میشوید که مسیح بازمیگردد. و تمام کسانی که در نهایت از ضدمسیح پیروی میکنند، و نشان او را بر خود میگیرند، همگی به همراه ضدمسیح و پیامبر دروغین از جهان پاک میشوند. و سپس پیروزی و ظفر خدا برای کلیسا فرا میرسد. و میدانم که دارید فکر میکنید، ما باید این را انجام دهیم، مهر هفتم. مهر هفتم چیست؟ گفته شده است که وقتی بره خدا مهر هفتم را شکست، نیم ساعت سکوت در آسمان برقرار شد. این چیست؟ یادت هست، وقتی شروع به خواندن این فصل کردم، روح القدس گفت این طوفان بزرگ است، گردباد عظیم. این چشم طوفان است. این چشم طوفان است و شما در ادامه میخوانید که پس از شکسته شدن مهر هفتم چه اتفاقی میافتد، فرشتگان قبل از اینکه زمین را تنبیه کنند، به اطراف میروند. همه چیز را تا آن لحظه میبینید، من فکر میکنم این تنبیه ساخته دست بشر است، اما سپس خدا در این مرحله مداخله خواهد کرد زیرا اکنون انسان انتخاب خود را میکند و گفته میشود فرشتگان در این دوره آرامش و صلح، که ما باید انتخاب کنیم که عیسی را انتخاب کنیم یا نه، بر سر همه مؤمنان ظاهر میشوند. و خب، داگ، یکی از اولین کلماتی که خداوند در اوایل دهه ۲۰۰۲، وقتی شروع به نوشتن آن وبلاگ کردم، به من عطا کرد، یک کلمه بود، آماده شو. گفت، آماده شو. یه کلمه دیگه هم بهم گفت، بیا بیرون. به گمان من، در مکاشفه ۱۸ آمده است که از بابل بیرون بیایید. و شما می دانید چه؟ این هفته من صدای عیسی را میشنوم. دو هفتهی گذشته، دوباره اینو با شدت توی قلبم میشنوم. عیسی میگوید، از بابل بیرون بیایید. میدونی بابل کجاست؟ همه ما آن را در دست داریم. اینجا بابل است. ما وقتمان را صرف گشتن بین قرقرهها و آشغالها میکنیم، و داریم وقتمان را تلف میکنیم در حالی که دنیا نیاز به بشارت دارد. و عیسی به ما میگوید، از آن به عنوان یک ابزار استفاده کنید، اما سپس از بابل بیرون بیایید. از این دنیای پورنوگرافی، از این دنیای مادیگرایی، از این دنیای سرگرمی که شما مسیحیان وقتتان را در آن تلف میکنید، بیرون بیایید و همین الان به قلب من راه پیدا کنید، زیرا طوفان بزرگ اینجاست، به قلب مادرمان راه پیدا کنید، من شما را به عنوان کشتی نجات شما فرستادهام، همانطور که به الیزابت کیندلمن گفت، او گفت مادرم کشتی نجات شما برای این زمانها است و به همین دلیل است که تقدیس به مریم بسیار مهم است، زیرا او ما را به قلب خود میبرد. و او در فاطیما گفت، در صورتی که پروتستانها به این گوش میدهند، میدانید، او در فاطیما گفت، قلب معصوم من پناهگاه شما و راهی است که شما را به سوی خدا هدایت میکند. پس مریم ما را به قلب عیسی خواهد برد، طوری که هیچ کس دیگری نمیتواند، چون او مادر اوست. و بنابراین اینجا جایی است که ما هستیم. و سومین کلمهای که در این مقاله با عنوان «آمادگی» که در سال ۲۰۰۵ نوشتم، به ذهنم رسید این بود: در حالت لطف و رحمت باقی بمان، همیشه در حالت لطف و رحمت. و این به معنای نیفتادن در گناه کبیره است. حالا، همه ما، از جمله من، روز به روز با گناهان کوچک دست و پنجه نرم میکنیم. بیصبر میشویم. ممکن است زبانمان را از دست بدهیم. ممکن است لحظهای نتوانیم از چشمانمان مراقبت کنیم. اما گناه کبیره، گناهان کبیرهای هستند که سنت... پولس و غلاطیان و جاهای دیگر، زنا، فسق، قتل و غیره را فهرست میکنند. و این نوع گناهان کبیره، که وقتی ما آگاهانه آنها را انتخاب میکنیم، آگاهانه وارد آنها میشویم و آنها را انجام میدهیم، ما را از عشق خدا جدا نمیکنند، بلکه ما را از فیض تقدیسکننده او جدا میکنند. و عیسی هشدار میدهد. او میگوید زمانی فرا خواهد رسید که مردم در یک چشم به هم زدن از روی زمین محو خواهند شد. و این در راه است. اگر ما در مورد جنگ هستهای صحبت میکنیم، و ژان پل دوم این را گفته باشد، او این را به زائران در فولدر، آلمان گفت. از او پرسیدند، گفتند، در مورد راز سوم فاطمه چیست؟ آن چیست؟ و او گفت، خب، دیگر دلیلی برای صحبت کردن در مورد آن وجود ندارد. گفت، چون وقتی قرار است آدمها از این سیاره ثانیه به ثانیه محو شوند، دیگر نیازی نیست واقعاً در این مورد صحبت کنیم. او گفت، آنچه ضروری است این است که ما تسبیح و صلیب را به دست بگیریم، و واقعاً شروع به آماده کردن قلبهایمان برای آنچه اینجا و آنچه در راه است، کنیم. من کمی او را به صورت خلاصه تعریف میکنم.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
اما این جایی است که ما هستیم. من در آن مورد هم فکر میکنم، وقتی او آن حرف را زد، آن میلیونها نفر، فکر کردم که او میگوید میلیونها نفر واقعاً در یک چشم به هم زدن گرفته خواهند شد. من فکر کردم میلیونها نفر هستند.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
بله، میلیونها نفر بودند.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
و من فکر کردم او گفت با آتش، با آب یا چیزی شبیه به این، که این چیزی چنان ویرانگر و چنان طاقتفرسا خواهد بود که فراتر از درک ما خواهد بود. و ما میدانیم که پیامهای زیادی وجود داشته است که از اتفاقاتی صحبت کردهاند که آنقدر سریع اتفاق میافتند که مردم وقت ندارند واقعاً برای انجام کاری آماده شوند، به همین دلیل است که آماده بودن از قبل بسیار حیاتی است. همانطور که شما میگویید، در آن حالت لطف بمانید و برای آن بجنگید. و اگر خودمان را در شرایط سختی، لحظات چالشبرانگیز ببینیم، زانو میزنیم، از خدا طلب رحمت میکنیم، و دفعه بعد که معقول باشد، میتوانید اعتراف بگیرید و همیشه به این شکل آماده باشید. جذاب. و فقط برای اینکه برگردیم، چند نکته که شما گفته بودید. اول، شروع این، شما بین کنسرتها رانندگی میکنید. متوجه میشوید. مهار برداشته میشود. آن شب به هتل میروید. شما آهنگ Crack the Bible را مینوازید، و آنجا کلمه مهار را میخوانید. منظورم این است که، و این آغاز همه این چیزهایی است که اکنون آشکار کردهاید، سپس به شما گفته میشود که نگهبان باشید. و چیزی که در موردش صحبت میکنی، مارک، چیزی است که میدانم خیلیها گفتهاند. چیزی در قلبشان این یا آن را میگوید، اما فکر میکنم خیلیها از برداشتن قدمها میترسند یا مطمئن نیستند که برای آماده شدن قدم بردارند. قطعاً میخواهیم در پایان این مطلب به این موضوع اشاره کنیم که مردم میتوانند از کجا آثار و نوشتههای بیشتری از تو دریافت کنند. ادامه بده. و وبسایت، باز هم، thenowword.com است. درست است؟
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
درسته، آره.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
thenowword.com بنابراین ما از همه میخواهیم که بروند و کارهای مارک را بررسی کنند، اگر میخواهید او را دنبال کنید، اگر هنوز در thenowword.com نیستید و همچنین موسیقیهای عالی زیادی هم دارید.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
چون تو هنوز هم موسیقی کار میکنی، خب، میدونی، من با تیمم رهبری مراسم پرستش رو بر عهده داشتم، از پاییز گذشته این کار رو نکردیم، اما ما از طریق موسیقی مردم رو در پرستش رهبری میکردیم و البته من حتی در مراسم عشای ربانی محلی خودم هم اجرا میکنم، اما واقعاً الان وقتم رو به نوشتن و صحبت کردن و آماده کردن مردم برای این طوفان بزرگی که فکر میکنم قراره به ثمر برسه اختصاص دادم، آره، و ما چارچوبهای زمانی داریم، اون چی بود؟ من گفتم که برای تو چارچوب زمانی ندارم، من همیشه به افرادی که تاریخ تعیین میکنن مشکوکم، اما اممم، فکر میکنم نکته نهایی اینه که نمیدونم چقدر وقت داریم.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
ما اینجا آخرش هستیم، اوه، ما هنوز حدود ۲۰ دقیقه وقت داریم، آره اوه، باشه، آره، امم، وقت داشتی؟
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
سوالات بله، من میخواهم چیزی را مطرح کنم، چند نکته که از آنچه شما گفتید به ذهنم رسید
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
این چیزیه که من هم خیلی بهش اعتقاد دارم و به نظرم نکته خیلی خوبیه. شما دارید همه این رویدادهای جهانی رو توصیف میکنید، اممم، و بعضی از چیزهایی که من در ساعت اول در موردشون صحبت کردم، در مورد چیزهای مختلف، از ناآرامیهای مدنی گرفته تا سایر اشکال رفتار، هرج و مرج، بیقانونی، ما اون رو در دولتها دیدیم، ما اون رو دیدیم، میدونید، ما مشکلات آب و هوایی داریم که در حال افزایش و تغییر هستند و میدونم پیامهایی وجود داره که بانوی ما گفته که تعداد و شدت بلایای طبیعی افزایش پیدا میکنه، البته به ما گفته شده که همه اینها تغییرات آب و هواییه، میدونید، و به همین دلیله که ما میشنویم که مادر مقدسمون گفته این مربوط به گناه انسانه، اممم، و اینها همه هشدارها و نالهها و دردهای زایمان هستن، اگه بخوایم اتفاقاتی بیفته. اما میخواستم همچنین بگویم که معتقدم هر چیزی که میگویید کاملاً منطقی است، ما به دلیل مسئله معنوی، شاهد ترکیب طبیعی مشکلات هستیم، که با توجه به زمان کمی که با شما داریم، این سؤالات را روشن میکند، چه گامهایی باید برداریم و به هر شکلی که میخواهید به طور طبیعی و جسمی یا روحی به این موضوع بپردازید، بهتر است بگویم، زیرا میدانم که شما مزرعه دارید و در سطح طبیعی گامهایی برای مقابله با هر چیزی برداشتهاید، حتی دردهای زایمان که ممکن است قبل از رسیدن به نقطهای که خدا ممکن است بگوید، حالا همه چیز به من بستگی دارد، اما چیزهایی وجود دارد که به آن منجر میشود، چه بلایای طبیعی باشد و چه لحظهای از ناآرامیهای مدنی که در آن باید آن چیزها را تا حد توان خود آماده کنیم و سپس بقیه را به خدا بسپاریم. نظر شما در مورد هر یک از جنبههای طبیعی که احساس کردید برای خانوادهتان فراخوانده شدهاید چیست و چه توصیهای میتوانید به شنوندگان ما در حال حاضر داشته باشید تا حتی آن قدم اول یا قدم بعدی را بردارند. بدیهی است که دعا و آمادگی معنوی از اهمیت بالایی برخوردار است، اما در سطح طبیعی
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
سطح، نظر شما در مورد آنجا چیست؟ بله، و این سوالی است که خیلیها دارند. بنابراین فکر میکنم باید قانون طبیعت را به خاطر داشته باشیم. این در ذات ماست که از زندگی خود محافظت کنیم. و ضرری ندارد که از قبل به آن فکر کنید. اما من به مردم میگویم، میگویم، به هوای امروز نگاه کنید. به برخی از افراط و تفریطهایی که داریم نگاه کنید. بخش زیادی از این مربوط به جمعیتهایی است که اکنون در مناطق طوفانخیز و مناطق گردبادخیز و غیره ساخته میشوند. برخلاف آنچه در رسانهها به شما گفته میشود، همین چند وقت پیش داشتم نوشتههای یک متخصص اقلیمشناسی را میخواندم که میگفت، میدانید، میزان مرگ و میر ناشی از بلایای طبیعی در واقع افزایش نیافته است. آنها از این در ایدئولوژی تغییرات اقلیمی استفاده میکنند تا مردم را متقاعد کنند که، میدانید، طبق گزارش گرتا تونبرگ، جهان تا ۱.۲ سال دیگر به پایان خواهد رسید. راستش نه، فکر کنم پارسال بود. بنابراین، بله، پس اینطور نیست. اما در عین حال، میدانید، ما چیزهایی را در سطح طبیعی میبینیم، از جمله چیزی که قبلاً به آن اشاره کردم. زنجیرههای تأمین سالم نیستند، بلکه خطرناکند. ما در حال حاضر توسط حدود پنج شرکت چندملیتی تغذیه میشویم. مردم حتی نمیدانند چگونه در این نسلهای جدید باغبانی کنند، بنابراین ما بیشتر و بیشتر به دولت وابسته میشویم و این در واقع باعث میشود که من به یاد کاردینال نیومن بیفتم. من این را خواهم خواند زیرا کاردینال نیومن واقعاً حرفش را درست میزند، او میگوید اگر میخواهید درک بهتری از نشانههای زمانه داشته باشید. او میگوید، وقتی که ما خود را به دنیا سپردیم و برای محافظت به آن وابسته شدیم، استقلال و قدرت خود را از دست دادیم، آنگاه دجال تا جایی که خدا به او اجازه دهد، با خشم بر ما خواهد تاخت. چه بینشی در آن زمان. و بنابراین، و سپس او میگوید، آنگاه امپراتوری روم از هم خواهد پاشید. باید لحظهای در مورد این موضوع صحبت کنیم، زیرا پدران اولیه کلیسا احساس میکردند که آنچه دجال را مهار میکند، امپراتوری روم است و کاردینال نیومن گفت که امپراتوری روم به هیچ وجه از بین نرفته است، اما به یک معنا در غرب وجود دارد، اما غرب اکنون در آستانه فروپاشی است، آنها به معنای واقعی کلمه سعی در فروپاشی غرب از طریق مرزهای باز و مهاجرت گسترده دارند که هرج و مرج ایجاد کرده است و خواهید دید که فروپاشی اقتصادی در راه است، زیرا نمیتوانید بدهی را به این شکل تحمل کنید و نمیتوانید به طور نامحدود پول چاپ کنید. بنابراین وقتی این اتفاق میافتد، این همان «بازنشانی بزرگ» است. این چیزی است که میآید، و راه را برای دجال باز میکند. و به همین دلیل است که میگویم باید به نشانههای زمان توجه کنیم، زیرا همه اینها بر عهده ماست. حتی چیزی است که St. جان در مورد توانایی خرید و فروش میگوید. داگ، زیرساختهای این کار کاملاً فراهم است. ما پنج سال پیش شاهد آن بودیم که بسیاری از مردم نمیتوانستند وارد شوند. آنها نمیتوانستند در فروشگاهها خرید و فروش کنند. و من یکی از آن افراد بودم، مگر اینکه گذرنامه واکسن خود را داشته باشید. خب، حالا دارند گذرنامه واکسن را با کارت شناسایی دیجیتال ترکیب میکنند. و این کاری است که آنها قرار است انجام دهند. بنابراین اگر تزریقهایی که آنها میخواهند را انجام ندهید، اگر کارت شناسایی دیجیتال نداشته باشید، اگر ردپای کربنی داشته باشید، گوشت زیادی بخرید، آنها اکنون راهی برای تعطیل کردن شما، کنترل خرید و فروش شما دارند. و من شخصاً فکر میکنم که اگر به نقطه علامت وحش برسیم، از دیدگاه ایمان چیزی وجود خواهد داشت که به ما اجازه میدهد، یا نمیدهد که علامت را بگیریم. فکر میکنم واضح خواهد بود. به نظرم همین که بخواهند به شقیقهام، که معبد روحالقدس است، تزریق کنند، یا روی پوستم خالکوبی کنند یا چیزی روی پیشانی یا دستم تزریق کنند، تجاوز به شقیقهام است. و همین کافیه تا بگم، من پیش تو تبدیل به یه کالا نمیشم. اما برگردیم به سوال شما. من منحرف شدم. فکر میکنم امروز به دلیل وضعیت زنجیره تأمین، منطقی است که اگر بتوانید، دو تا سه ماه کالا را انبار کنید. ممکن است امشب شاهد وقوع جنگ و فروپاشی زنجیرههای تأمین باشیم. بنابراین شما نیاز دارید، به نظر من عاقلانه است که اگر در خانه خودتان زندگی میکنید، آب اضافی در بطری داشته باشید تا احتمالاً یک ژنراتور هم داشته باشید. اینها مثل چیزهای سطح بعدی هستند. اما میدونی، داگ، خیلیها برام نامه میفرستن و میگن که من تو یه آپارتمان زندگی میکنم و جا ندارم. من میگویم، خب، پس غذای چند هفته را در کمد یا هر جای دیگری ذخیره کنید. فقط چیزی که به شما کمک کند از هیچ چیز نداشتن عبور کنید. چون اگر به نقطهای برسیم که زنجیرههای تأمین ناگهان از هم بپاشند، پیدا کردن غذا واقعاً سخت میشود. شما باید بتوانید خودتان را با این شرایط وفق دهید، با همسایههایتان صحبت کنید و راه حلی پیدا کنید. وقتی دنبال وعده غذایی بعدی خود هستید، انجام این کار سخت است. اما اگر چند روز یا چند هفته یا چند ماه ذخیره دارید، میتوانید شروع به برنامهریزی کنید.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
بله، خیلی سریع حرفتان را قطع میکنم. بگذارید حرفتان را قطع کنم. بفرمایید داگ. ببخشید. به همین دلیل است که ما مردم را تشویق میکنیم به سایت ما سر بزنند. ما اینجا brcoalition.com را داریم. و روی صفحه، نوار اعلان و پایین صفحه هم داریم. ما یک دوره داریم، دوره BREP، دوره آمادگی اضطراری آماده باشید که به بسیاری از چیزهایی که شما میگویید میپردازد. و افرادی که در آپارتمان هستند، نمیتوانید ژنراتور آنجا بگذارید. نه، چون باید برای اگزوز و از این قبیل چیزها بیرون باشد. اما میتوانید یک ایستگاه باتری پشتیبان تهیه کنید. میتواند مقداری برق برای شما فراهم کند. میتواند یخچال شما را روشن کند. میتواند با انرژی خورشیدی کار کند. در واقع میتوانید آن را از طریق پنجرهها شارژ کنید. میدانید، اگر بتوانید کاری کنید که خورشید از آن پنجرهها بتابد. چیزهایی مثل فیلترهای آب و همه این نوع چیزها وجود دارد که باید تا حدی داشته باشیم، همانطور که شما میگویید. میتواند آن مرحله بین، میدانید، چند روز قبل از اینکه افرادی را که در مورد ارتباط با آنها صحبت میکنید پیدا کنید، اگر هنوز پیدا نکردهاید، و متوجه شوید که چند روز تدارکات، چند هفته، یک ماه یا بیشتر، میتواند برای نگه داشتن شما تا زمانی که اوضاع تغییر کند و افراد مناسب را پیدا کنید، کافی باشد. بنابراین میخواهم همه را تشویق کنم که به حرفهای مارک گوش دهند. به BRCoalition.com مراجعه کنید. ما به یک دوره آموزشی و عضویت سرسخت در آنجا دسترسی داریم که میتواند به مردم کمک کند همه این مطالب را با جزئیات بیشتری یاد بگیرند. اما در مورد آن حق با شماست. چند چیز اینجا و آنجا، مثل نوار چسب و گیره کاغذ است. اگر آن را به مکگیور، نمایش قدیمی مکگیور، بدهید، او میتواند بفهمد که چگونه یک بمب را خنثی کند. اما کارهایی وجود دارد که میتوان انجام داد اگر فقط چند مورد اساسی داشته باشیم که میتواند امید زیادی به مردم بیاورد. میتواند لبخند را بر لبان فرزندتان بنشاند در حالی که ممکن است ترسیده و گرسنه باشد و این چیزی است که ما باید به عنوان افرادی که خدا مراقبت از آنها را به ما سپرده است، در مورد آن فکر کنیم. از اینکه حرفتان را قطع کردم عذرخواهی میکنم، فقط میخواستم این را مطرح کنم. مردم میتوانند آن را در پایین صفحه بررسی کنند. بله، نه، همینطور است.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
این فوقالعادهست و و تو چیزی که من در مورد تو و دوغ رسولی تو میدانم را میدانی، مشکلی ندارم که مردم را به تو ارجاع دهم چون فکر میکنم تو واقعاً با همه اینها متعادل هستی. متشکرم. اما اجازه دهید یک نکته واقعاً بزرگ را مطرح کنم، که طرز فکر نهایی برای تو و برای من و برای همه کسانی که به عنوان مسیحی گوش میدهند این است که باید آماده باشید تا جان خود را برای عیسی مسیح بدهید. این نهایت آمادگی شماست. زیرا اگر به فکر حفظ خود هستید، عیسی برای شما سخنی دارد. او گفت: «هر که جان خود را حفظ کند، آن را از دست خواهد داد، اما هر که جان خود را به خاطر من از دست بدهد، آن را حفظ خواهد کرد.» آیا انسان سود میبرد که دنیا را به دست آورد و در عین حال روح خود را از دست بدهد؟ عیسی گفت: «اگر مرا آزار دادند، تو را نیز آزار خواهند داد. اگر از من متنفر بودند، از تو متنفر خواهند بود.» چیزی که باید واقعاً در این دوران فروپاشی جامعه برای آن آماده باشیم، اگر واقعاً در حال ورود به این طوفان بزرگ هستیم، باید آماده باشیم که یک مبلغ مذهبی باشیم، بیرون برویم و به کسانی که سوگوار هستند تسلی دهیم، با کسانی باشیم که پریشان هستند، گم شدهاند، و به دنبال پاسخ هستند. داگ، در طول کووید، باورم نمیشد که چه ترافیکی به وبسایت من آمد. افرادی با مدرک دکترا به من نامه مینوشتند و میگفتند، چه اتفاقی دارد میافتد؟ به من پاسخ بده. مردم داشتند از هم میپاشیدند چون حس میکردند چیزی بسیار بزرگتر، چیزی شیطانی در مورد نحوهی تعطیلی کلیساها، تعطیلی جامعه و نحوهی وقوع آن وجود دارد. آنها حس میکردند چیزی شیطانی پشت آن است. این افرادی بودند که اگنوستیک بودند و مسیحی معتقدی نبودند. آنها پیش من میآمدند و میگفتند اتفاقی دارد میافتد، این چیست؟ بنابراین ما باید آماده باشیم تا به مردم شهادت دهیم. ما باید آماده باشیم تا از غذایی که ممکن است انبار کنید، به فروشگاههایمان برویم و آن را به اشتراک بگذاریم. بله، میدانید، بعضیها میگویند چه کار کنم، باید اسلحه داشته باشم. گفتم خب، اگر کسی به در خانهتان بیاید و ساندویچ بخواهد، چه کار خواهید کرد؟ منظورم این است که عنصری از هرج و مرج وجود دارد. اصرار بر فروپاشی بتها وجود دارد. عنصری از شکار وجود دارد که در آن ممکن است اسلحه داشته باشید. اما در نهایت، به عنوان مسیحی، ما آنجا نیستیم که برویم و به مردم شلیک کنیم. ما آنجا هستیم تا به آنها کمک کنیم و میدانید که این یک چیز کاملاً متفاوت است و فکر میکنم شما کل جنبهی دفاع از خود را پوشش میدهید که یک دکترین اخلاقی مشروع کاتولیک است. دفاع از خود، اما در مورد آن.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
نکته این است که نکات واضحی وجود دارد که باید در مورد استفاده از سلاح گرم و استفاده از آن نوع نیرو درک شوند. جمله اصلی در کاتشیزم در مورد این است که دفاع از خود میتواند اساساً دو تأثیر داشته باشد. یکی، قصد متوقف کردن نیرو اگر شما کسی را تهدید میکنید، نه کسی که به دنبال غذا است، کسی که تهدید میکند، اما دیگری این است که ما قرار نیست قصد گرفتن جان کسی را داشته باشیم. این میتواند تأثیر اقدام برای متوقف کردن تهدید باشد. ژان پل دوم میگوید که این کار در موارد خاص از نظر اخلاقی توجیه میشود، اما حق با شماست. آموزههای کلیسا وجود دارد، اما کاملاً خاص است، و ما باید حتی برای دانستن این موضوع آماده باشیم تا دیوانه نشویم و فقط شروع به شلیک گلوله نکنیم زیرا این روش کاملاً اشتباه برای انجام آن است.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
و راستش را بخواهی، داگ، من این را دیدهام. من بعضی از مسیحیانی را که میشناسم دیدهام، و آنها اینطور صحبت کردهاند.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
هر کسی که وارد ملک ما شود را خواهیم کشت. میدانم. این طرز نگاه کردن به قضیه نیست. بله، این طرز نگاه کردن به قضیه نیست.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
اما بیایید به اصل مطلب برگردیم، که واقعاً آماده شدن برای دادن جانتان برای عیسی است. برای یک بشارت جدید آماده شوید. زیرا اگر این هشدار بیاید، اگر این یک چیز واقعی باشد، من به هشداری که در گرا باندال گفته شده ایمان دارم، فکر میکنم این مکاشفه فصل ۶، مهر ششم باشد. این پایان دنیا نیست. این داوری نهایی نیست. این تکان خوردن است، تکان خوردن بزرگ وجدان ماست، همانطور که بنده خدا ماریا اسپرانزا گفت. او گفت وجدان این مردم باید تکان بخورد، و این اتفاق خواهد افتاد. اما میدانی، سالها پیش، روزی داشتم در جادهای قدم میزدم که ناگهان، داگ، این کلمه را در قلبم حس کردم. و خداوند فقط گفت، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هیچ کس جز به لطف الهی از آن عبور نخواهد کرد.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
آره، من با این موافقم.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
و من در یک لحظه فهمیدم، کاریزمای من، ذخیره من، اسلحههای من، هر آنچه که ممکن است داشته باشید، آنچه فکر میکنید در حال حاضر به عنوان ایمان دارید، خداوند میگوید، فقط به لطف و کرم شما از این طوفان بزرگ عبور خواهید کرد. و در مکاشفه فصل ۱۳ خواهید خواند، همه فریاد میزنند، چه کسی میتواند با وحش مقایسه شود؟ سیستم کنترلی که جهان در شرف اجرای آن از طریق شناسههای دیجیتال و غیره است، هیچ کس نمیتواند از سیستم نظارتی فرار کند. هیچ کس نمیتواند. هیچ کس از این عبور نخواهد کرد مگر به لطف و کرم خدا. و بنابراین، آخرین حرف من به شما در این دقایق آخر این است که به کلمات ... داگ، چقدر وقت داریم؟ چون فقط باید مراقب باشم. حدود پنج دقیقه. باشه. میتوانم این را با شما در میان بگذارم؟ کاملاً.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
درست برو جلو، دوست من.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
بسیار خوب، اجازه دهید این را با شما در میان بگذارم، چون این از پاپ بندیکت است که در سال ۲۰۰۵ با اسقفهای جهان صحبت کرد. او گفت، تهدید داوری، ما، کلیسای اروپا، اروپا و غرب به طور کلی را نگران میکند. به این توجه کنید، زیرا این سقوط چیزی است که از امپراتوری روم باقی مانده است، مانعی که برداشته میشود، و میتواند مقدمه ظهور دجال باشد. پاپ گفت، با این انجیل، خداوند از کتاب مکاشفه که خطاب به کلیسای افسس است، به گوش ما فریاد میزند. اگر توبه نکنی، نزد تو می آیم و چراغدانت را از جایش برمی دارم. پاپ بندیکت در ادامه میگوید، نور نیز میتواند از ما گرفته شود، و ما باید با جدیت کامل در قلبهایمان این هشدار را به صدا درآوریم و در حالی که از خداوند میخواهیم که ما را در توبه یاری کند، فریاد بزنیم. به همه ما فیض تجدید حیات حقیقی را عطا فرما. نگذار نور وجودت در میان ما خاموش شود. ایمان، امید و عشق ما را تقویت کن تا بتوانیم ثمرات نیکو به بار آوریم. او میگوید، با این کلمات، او میگوید، این است، تهدید آخرین کلمهای نیست که او میگوید. نه، وعدهای وجود دارد، و آن در یوحنا ۱۵:۵ آمده است. من تاک هستم و شما شاخهها. آنکه در من زندگی میکند و من در او، محصول فراوان خواهد داد. یوحنا با این سخنان خداوند، نتیجه نهایی و حقیقی تاریخ تاکستان خدا را برای ما به تصویر میکشد. که اکنون به سمت آن میرویم. خدا در نهایت شکست نمیخورد، او عشق را پیروز میکند و بنابراین میخواهم با این جمله نتیجهگیری کنم که اگر یوحنا ۱۵:۵ را تا انتها بخوانید، میگوید عیسی میگوید اگر در من بمانید، میوه خواهید داد زیرا بدون من نمیتوانید کاری انجام دهید و عیسی تکانده شده است. او همه چیز را تکانده است و هر چیزی که بر روی سنگ بنا نشده باشد، فرو خواهد ریخت، از جمله به معنای واقعی کلمه کلیساهای ما، ما آنها را از دست خواهیم داد. ما حتی ممکن است در بعضی جاها، آیینهای مقدس را از دست بدهیم. اما عیسی میگوید، در من بمان. و بنابراین اگر به این گوش میدهید و تا به حال اسمی بودهاید، مسیحی بیتفاوتی بودهاید، در حاشیه بودهاید، میخواهم به شما بگویم که خدا آنقدر شما را دوست دارد که شما را به این پخش اینترنتی دعوت کرده است. چه کار باید انجام بدهید؟ شما باید، بعد از این وبکست، زانو بزنید، به تنهایی در اتاقتان زانو بزنید و بگویید، عیسی، من میدانم که تعمید گرفتهام. یا اگر غسل تعمید نگرفتهاید، باز هم همین را میگویید، ای عیسی، میخواهم تو خداوند و نجاتدهندهی من باشی. میخواهم تو را در زندگیام پروردگار خود کنم. عیسی، من زندگیام را به تو میسپارم. از گناهم توبه میکنم. میخواهم از بابل بیرون بیایم. همانطور که در مکاشفه ۱۸ آمده است، از بابل بیرون بیایید، مبادا در بلاهای آن شریک شوید. و بنابراین خدا به ما هشدار میدهد، از بابل بیرون بیایید، وگرنه بر سرتان فرو خواهد ریخت. و بنابراین شما میتوانید این کار را انجام دهید. شما میتوانید به مسیح ایمان بیاورید و واقعاً با او وارد یک رابطه شخصی شوید. و پاپها این را موعظه میکردند. آنها میگفتند که تغییر مذهب، و من از ژان پل دوم نقل قول میکنم، تغییر مذهب به معنای پذیرش حاکمیت نجاتبخش مسیح با یک تصمیم شخصی و شاگرد او شدن است. میدونی چیه؟ وقت کم است، اما هنوز دیر نشده است. الان فکر میکنم ما در آخرین لحظات رحمتی هستیم که عیسی به این جهان بخشیده و این واقعیت که تو اینجا گوش میدهی، وقت آن است که بگویی عیسی، من به تو بلهام را میدهم، من به سوی تو برمیگردم و مانند دزد روی صلیب که زندگیاش را صرف نابود کردن آن کرد، میتوانی به عیسی رو کنی و بگویی: پروردگارا، وقتی به پادشاهی خود رسیدی، مرا به یاد داشته باش و او صدای تو را خواهد شنید، آمین، این الان آماده شدن است، بله عیسی.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
خب، و من داشتم میپرسیدم، منظورم این است که، رویدادهایی از این دست، به لطف خدا، میتوانند الهامبخش و انگیزهبخش مردم باشند. ما قرار است امشب اینجا کمی تعطیل کنیم و فردا صبح ساعت ۱۱ دوباره با پدر هیلمن، یا من، و سپس پدر ریل، و سپس پدر هیلمن شروع کنیم. و مردم، بعد از اینکه همه چیز تمام شد، اگر در کنفرانسها و رویدادهای کلیسا صحبت کردهاید، میدانید که آن روز دو یا سه روز است که ما در آتش هستیم، و سپس روزمرگی، آن را روزمره یا قطرهای بنامید، که خیلی زود میتواند مردم را به زندگی بازگرداند. در آخر، فقط یک پاسخ سریع در مورد چه چیزی به ما بدهید، زانو بزنید و دعا کنید. قطعاً. در چند روز آینده تا هفته، به نظر شما مردم چه قدمهایی باید بردارند؟ به آنها چند چیز معنوی، چند چیز طبیعی بدهید، تا بتوانند احساس کنند که در حال پیشرفت هستند. میدانید، افراد همفکر خود را پیدا کنید و غیره. اما چه اقداماتی را توصیه میکنید که آنها میتوانند در چند روز آینده انجام دهند تا شور و شوق یا الهامی را که ممکن است از این رویداد بگیرند، از دست ندهند؟
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
اگر کاتولیکی هستید که الان به این گوش میدهید، این هفته تلاش کنید تا به اعتراف بروید. قبل از مراسم عشای ربانی یا بعد از مراسم عشای ربانی، با کشیش خود تماس بگیرید یا به مراسم عشای ربانی بروید و از او بخواهید که قبل از مراسم عشای ربانی یا بعد از مراسم عشای ربانی به اعتراف برود، زیرا اگر در حالت فیض نیستید، اعتراف آیینی است که شما را به حالت فیض و رابطه درست با خداوند و بدن عرفانی او بازمیگرداند. کلیسا و عیسی به سنت فاوستینا گفتند، حتی اگر روح شما مانند یک جسد در حال پوسیدگی باشد، به آن فکر کنید. او این را گفت، عیسی، مانند یک جسد در حال پوسیدگی، معجزه رحمت الهی در اعتراف، روح شما را به طور کامل احیا میکند. دوم، پس بگذارید عیسی به شما غذا بدهد. او گفت، کسی که بدن من را میخورد و خون من را مینوشد، زندگی ابدی دارد. و بنابراین آیین عشای ربانی را بپذیرید. اگر میتوانید، شروع به پیدا کردن کلیسایی کنید که بتوانید به مراسم عشای ربانی بروید. من اینجا در روستا چنین کلیسایی ندارم. اما اگر در شهر هستید، سعی کنید یک مراسم عشای ربانی پیدا کنید. حتی میتوانید روزانه به مراسم عشای ربانی بروید. بیشتر از یکشنبهها به آنجا بروید. به مراسم عشای ربانی بروید. بگذارید عیسی به شما غذا بدهد. به کلام خدا گوش دهید. سوم، از روح القدس بخواهید که مانند یک پنطیکاست جدید بر شما نازل شود. شنیدم زنی به من گفت، او برایم نوشت، گفت، من همانجا در آشپزخانه آنچه را که به من گفتی، مارک، انجام دادم. و روح القدس بر من نازل شد. و من عشق عمیق جدیدی به کلام خدا داشتم. من از روح پر شده بودم. در این زمانها به روح القدس نیاز دارید. پس از روح القدس بخواهید که شما را پر کند و تأیید شما را به شعلهای زنده از عشق تبدیل کند. چهارم، هر روز وقت بگذارید. برای غذا خوردن وقت میگذارید، اما باید دعا کنید. میتوانید از خوردن دست بکشید. میتوانید روزه بگیرید و باید این کار را بکنید، اما نمیتوانید از دعای خود اجتناب کنید. هر روز وقت بگذارید تا بگذارید عیسی شما را با نان روزانهاش تغذیه کند، نه تنها عشای ربانی، بلکه در کلام، در کلام خدا. بگذارید او شما را تغذیه کند. و اگر کتاب مقدس خود را نخواندهاید، خدا کلام خود را برای شما آشکار خواهد کرد. او شروع به خدمت به شما خواهد کرد، شما را لمس خواهد کرد. با انجیل یوحنا شروع کنید. شروع به خواندن نامههایی مثل غلاطیان، فیلیپیان کنید و به این کلمات بروید و آنها را بخوانید. شماره پنج، دست بانوی ما را بگیرید. اگر کاتولیک هستید، او را بگیرید و به تسبیح برگردید. نمیدانم چرا، اما بهشت از طریق ارواح در سراسر جهان به ما میگوید که تسبیح را دعا کنید. میدانم چرا. اگر انجیل را میخوانید، نام عیسی را میخوانید، هر بار «سلام بر مریم». و شماره سه، دست مادر خدا را میگیرید، کسی که عیسی زیر صلیب به ما داد تا مادر ما باشد. و او در این زمانها پناهگاه ماست. او شما را به سمت پسرش هدایت خواهد کرد. او، از طریق فیضی که در او داده شده است، به شکلگیری شما کمک میکند و برای شما دعا میکند و برای شما شفاعت میکند و شما را به سمت عیسی هدایت میکند. پس دست او را بگیرید. و همچنین دوباره، در این ایام روزه بگیرید، مطمئن شوید که روزه میگیرید و دعا میکنید زیرا به شما کمک میکند تا از بابل بیرون بیایید. این کارها را این هفته انجام دهید. از همین حالا شروع کنید. متعهد شوید که بگویید بله، من این کار را انجام خواهم داد و این به قیمت صلیب شما تمام خواهد شد. اگر شروع به پرداخت هزینه برای شما کند، بدون صلیب به رستاخیز نخواهید رسید.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
خیلی دردناکه، خداروشکر، میدونی که در مسیر درستی هستی، آره، عالیه، عالیه، مارک، ممنون برادر، این اطلاعات فوقالعادهای بود، ما دوست داریم دوباره تو اجلاسهای آینده باهات باشیم، این فوقالعاده بود، بنابراین نظراتی که مینویسم عالی هستن و خدا بهت برکت بده.
مارک مالت • ۰۱:۱۵:۲۷
برادرت، خیلی ممنونم بابت این عشق و محبت، خدمتت، عاشق مهمونهات هستم که فردا میان و برای همهتون دعا میکنم که این [برنامه/برنامه/...] ثمره زیادی داشته باشه، دوباره ازت ممنونم، داگ، واقعاً عالی بود.
داگ بری • ۰۱:۱۵:۳۸
باعث افتخار بود که با شما بودم. متشکرم، خدا دوستت را حفظ کند، به زودی شما را خواهیم دید و به همه یادآوری میکنیم که به وبسایت مارک thenowword.com thenowword.com thenowword.com بروند. آن را بررسی کنند، نوار بلیط را در پایین آن میبینند. و همچنین فراموش نکنید، brcoalition.com فوروارد اسلش unite. میدونی، مارک اونجا نکات شگفتانگیزی رو مطرح میکنه که باید به خاطر بسپاریم. قبل از اینکه این مطلب را برای امشب جمعبندی کنیم، چند نکتهی پایانی را اینجا فقط برای چند دقیقه بیان میکنم. فردا، همانطور که یک جرقه روی صفحه نمایش آنجا دیدید، همه چیز ساعت ۱۱ صبح شروع میشود. وقت مرکزی. من با تو همراه خواهم بود. و کمی بعد از آن، قرار است پدر ریهیل را داشته باشیم. و بعدش دوست خوبم، پدر ریچارد هیلمن، قراره به ما ملحق بشه. واقعاً از این بابت هیجانزدهام. اوه، صبر کن، منو ببخش. نه، فقط دارم برنامه رو نگاه میکنم. من آن را اشتباه گرفته بودم. من در جریان هستم. پدر هیلمن حدود ساعت ۱۱:۰۵ میاد. پس ساعت ۱۱ صبح اینجا باشید. مرکزی. 11 ام مرکزی. اینو از دست نده. دوست خوبم پدر هیلمن، بلافاصله بعد از معرفی من، اولین نفر است. و ما قرار است ساعت ۱۱.۰۵ شروع کنیم. پدر ریحیل دنبالش میاد. و بعدش من آخرین سخنران روز خواهم بود. پس لطفا فردا صبح ساعت ۱۱ به ما بپیوندید برای پدر ریچارد هیلمن، هموطن من و میزبان مشترک برنامهی «ایالات متحده» پادکست گریس فورس. پدر مارک، مرا ببخش، پدر مارک، مارک مالت، مرا ببخش، مارک مالت نکات بسیار خوبی را مطرح میکند که باید در مورد آنها فکر کنیم. در همین لحظه که ما در حال وقوع همه اتفاقات در جهان هستیم، شاهد حرکت خدا در قلب بسیاری از مردم در سطوح مختلف هستیم. حالا، فردا دوباره از پدر هیلمن و پدر ریحیل و من خواهید شنید. همه ما تحت تأثیر قرار میگیریم. وقتی خصوصی صحبت میکنیم، بهت تضمین میدم که همهمون با هم تفاهم داریم. به نظر میرسد هر کسی فقط کمی متفاوت، منحصر به فرد یا چیزی دیگر را تجربه میکند. و خدا واقعاً در تحت تأثیر قرار دادن افراد به روشهای مختلف، به خاطر نحوهی حرکت این قطعات، مهارت دارد. مثل یک صفحه شطرنج چندلایه است که میلیونها مهره روی آن قرار دارد. و خدا همه چیز را کاملاً هماهنگ میکند، اما او همکاری ما را میخواهد. او از ما میخواهد که با فیض الهی همکاری کنیم. او میخواهد ما بخشی از نیروی فیض باشیم. او میخواهد ما عضوی از تیمی مانند ائتلاف «ائتلاف ما باشید» باشیم. ایده اینجا این است که ما دور هم جمع شویم و متحد شویم، BeOurCoalition.com به جلو، اسلش متحد شدن. به همین دلیل ما این کار را کردیم. تا بتوانیم در این دوران رشد کنیم. و شاخصهای زیادی در این زمینه وجود دارد. وقتی مارک به خاطر چیزهایی مثل رسانههای اجتماعی و سرگرمی و از این قبیل از بابل بیرون آمد، ما غرق در این حرفها شدیم. یه آهنگی هست که بعضی وقتا تو اینترنت گوش میدم. این فقط موسیقی نبوی، سازی و دعاگونه است. و عنوانی که روی صفحه میبینید این است: پروردگارا، مرا مصرف کن. چون ما اسیر دنیا شدهایم. ما به خودمان اجازه دادهایم که توسط چیزهای دنیوی از بسیاری جهات خورده شویم، جویده شویم و بیرون ریخته شویم. ما با ترس از دست دادن (FOMO) زندگی میکنیم، ترس از دست دادن. ما میخواهیم شبکههای اجتماعیمان را زیاد بررسی کنیم. ما میخواهیم بدانیم چه خبر است. ما درگیر شایعات و تخریبها و همه این بخشهای مختلف زندگیمان میشویم. و میتوانند برای ما بسیار فرساینده و طاقتفرسا شوند. و بنابراین ما باید یک قدم به عقب برداریم. و ایام روزهداری زمان بسیار خوبی برای انجام این کار است. اما پس از آن باید آن بخش از زندگی خود را به جایی تبدیل کنیم که در آن سادهسازی میکنیم. تسالونیکیان درباره جستجوی یک زندگی آرام صحبت میکند. و به کارهای خودت رسیدگی کن. این چیزی است که سنت. پولس به تسالونیکیان میگوید. به دنبال یک زندگی آرام، زندگی مسالمتآمیز باشید و به امور خودتان بپردازید. اینها چیزهایی هستند که باید در موردشان آموزش ببینیم و آماده شویم. بنابراین اجلاس آمادگی که اینجا درباره آن صحبت میکنیم، چیزی فراتر از غذا، آب، سرپناه، تجهیزات پزشکی و اقدامات دفاعی است. همه اینها قطعات کاملاً واقعی هستند. ما این را در سراسر جهان میبینیم. این مورد نیاز است. وقتی در طوفان اخیری که دربارهاش صحبت کردیم، برق در سراسر بخشهای پایینی ایالات متحده قطع شد، چه چیزی پیدا کردیم؟ مردم به قدرت نیاز داشتند. آنها به آب نیاز داشتند. لولهها در بعضی جاها ترکیده بودند. مردم به کمک نیاز داشتند. مردم مجبور بودند برای مدتی دوستان و اعضای خانواده خود را به خانههایشان ببرند. هتلهایی بودند که مملو از جمعیت بودند، چون فقط به جایی برای رفتن نیاز داشتند. همیشه نیاز به کمک به مراقبت از مردم در این مناطق وجود خواهد داشت. عضویت سرسختانهای که ما ارائه میدهیم، و شما میتوانید دوباره در brcoalition.com پیدا کنید، یک دوره آموزشی است. وقتی برای آن ثبت نام میکنید، اساساً هزینه ماهانه پرداخت میکنید. فکر میکنم ۲۷ دلار چیزی است که ما برای آن درخواست کردهایم. و یک دوره آزمایشی هفت روزه رایگان وجود دارد. پس شما هم امتحانش کنید. ما یک پخش زنده هفتگی ارائه میدهیم. و شما در این دوره به دوره BREP و تمام گنجینه آموزشی شامل دهها و دهها و دهها ویدیو و مصاحبه و مواردی از این دست که ما برای آمادگی بهتر شما از هر طریقی انجام دادهایم، دسترسی خواهید داشت. و قطعاً ارزش امتحان کردن را دارد. میتوانید در آن ثبت نام کنید. هفت روز برو. دورههای آزمایشی رایگان شروع شد. و در آن هفت روز، میتوانید مقدار زیادی از آن مطالب را جذب کنید، چه دوست داشته باشید چه نه، ایده خوبی به دست آورید. و اگر برای شما مفید نبود، پولتان را پس میگیرید. اما این راهی است برای غرق شدن در انبوه مطالبی که ما گردآوری کردهایم تا به مردم کمک کنیم از نظر روحی و طبیعی بهتر آماده شوند. با توجه به اینکه مرقس در مورد همه این حرکات مختلف خدا صحبت میکرد، این را بدانید، حتی در عهد عتیق، در عهد عتیق با یوسف چه اتفاقی افتاد؟ وقتی که او به اتهام آزار جنسی به زندان افتاد. و بعد فرعون خوابهایی میبیند که در آنها اتفاقات عجیبی میافتد. گاو، گاوهای اسکوربوت و گاوهای چاق. گاوهای مبتلا به اسکوروی، گاوهای چاق را میخورند، اما خودشان بزرگتر نمیشوند. اینجا چه اتفاقی دارد میافتد؟ و یوسف از زندان فراخوانده میشود. و وقتی با فرعون صحبت میکند، خوابش را تعبیر میکند. بنابراین خداوند با تمام مصر و استانهای اطراف آن سخن میگوید. در واقع، ترجمه کتاب مقدس، تمام جهان را بیان میکند. اما حداقل در آن زمان تمام دنیا آنجاست. و در آن رویا، خدا از طریق یکی از شرورترین و پلیدترین بتپرستان آن زمان روی کره زمین، فرعون مصر، خدایان دروغین مصر و غیره، صحبت میکند. خداوند در خوابی که یوسف تعبیر میکند، از طریق او سخن میگوید و به او میگوید که قحطی در راه است. اما ما باید چه کار کنیم؟ میگه باید آماده بشی. بنابراین برای هر کسی که ممکن است فکر کند خدا در مواقع عذاب نمیخواهد ما آماده شویم، آیه N از کتاب مقدس را در نظر بگیرید. از توصیههای مارک مالت استفاده کنید. زانو بزن و دعا کن و از خدا بپرس که در چنین زمانی چه چیزی ممکن است از تو بخواهد. زیرا چه در مسیر شکستناپذیر ما ثبت نام کنید و چه نکنید، باید به نشانههای زمان نگاه کنیم و این سوال را بپرسیم: خدای عزیز، از من چه میخواهی؟ برخی از شما ممکن است احساس کنید که خداوند شما را برای انجام هیچ گونه آمادگی در سطح طبیعی الهام نمی بخشد. این کاملاً انتخاب شماست. اما اگر خدا میگوید، بله، کمی غذا و آب تهیه کنید. آماده باشید تا به برخی افراد کمک کنید. آماده باشید تا مطمئن شوید که فرزندانتان، نوزادان کوچکتان، همسرتان، والدینتان، آماده مراقبت در مواقع بحرانی هستند. بنابراین، چه در Indomitable ثبت نام کنید و چه نکنید، به نظر من گزینه بسیار خوبی برای بررسی و امتحان کردن شماست. من حتما انجام میدم. اگر نه، حداقل قدمهای بدیهی را بردارید، مقداری غذای اضافی، مقداری آب اضافی، و مقداری لوازم پزشکی اضافی، داروی اضافی. اگر کسی به داروی اضافی نیاز داشته باشد، همانطور که مارک اشاره کرد، زنجیره تأمین از کار میافتد و ما نمیتوانیم این اقلام را به راحتی تهیه کنیم. راستش را بخواهید، ما خیلی راحت با این واقعیت که چیزی را از آمازون سفارش دادم، دلداری میدهیم، و من همین امروز این کار را کردم. فردا میاد. من چند مکمل سفارش دادم که دوست دارم موقع ورزش مصرف کنم، فقط چیزهای اساسی مثل کراتین و چیزهایی از این قبیل. میدونی چیه؟ قراره فردا اینجا باشه. به این سرعت، ما آنقدر به بدست آوردن چیزها عادت کردهایم که... اما اگر این تغییر کند چه؟ اگر اوضاع تغییر کند و نتوانیم به سرعت به مایحتاج اولیه دسترسی پیدا کنیم، چه؟ آن را به خاطر بسپار. و البته، جنبه معنوی آن بسیار مهمتر و والاتر از مهمترین بخش این ماجراست. خب، به هر حال، Comitable را در brcoalition.com بررسی کنید. اسلش رو به جلو متحد شوید. برو اونجا، بررسیش کن و ببین برای تو جواب میده یا نه. و به یاد داشته باشید، حتی در زمان مصر با یوسف، آنها نه برای یک سال، نه دو سال، نه چهار سال، نه پنج سال، بلکه برای هفت سال آماده شدند. هفت سال آنها آماده شدند. آنها هفت سال نعمت و نعمت داشتند. هفت سال. هفت سال نعمت برای آمادگی در برابر هفت سال قحطی. بله، فرعون یوسف را نفر دوم فرمانروایی خود قرار داد. و او در سراسر سرزمین مصر سفر کرد، و آنها زمان زیادی را صرف برداشتن گامهای لازم کردند. اینطور نیست که بتوانید به راحتی برای هفت سال قحطی آماده شوید. این به زیرساختهای واقعی، تلاش واقعی و برنامهریزی واقعی نیاز دارد. خدا مخالف انجام این کار توسط ما نیست. در واقع، او گاهی اوقات ما را به انجام این کار فرا میخواند. بنابراین باید همه اینها را با دیدی دعاگونه، نه از روی ترس، بلکه با ایمان بررسی کنیم. و ما باید قدمهایی برداریم که خوب و مقدس هستند تا بتوانیم آن حس آرامش را پیدا کنیم و مطمئن شویم که واقعاً مسئولیتها و وظایف خود را در مراقبت از اطرافیانمان انجام میدهیم. بنابراین دوباره، نمیتوانم به اندازه کافی از شما به خاطر اینکه بخشی از این هستید تشکر کنم. امشب فرصت فوقالعادهای بود تا در کنار شما باشم. و از همه شما خواهش میکنم که فردا ما و مهمانانمان را در دعاهایتان فراموش نکنید. پدر ریچارد هیلمن ساعت ۱۱:۰۵ اولین نفر خواهد بود. ساعت ۱۱ اینجا باش. لطفا وارد شوید. ساعت یازده آماده حرکت باشیم. چند دقیقهای با شما خواهم بود. من دوستم را معرفی میکنم و بعد او یک سخنرانی عالی برای ما خواهد داشت. و سپس پدر دن ریحیل به دنبال او خواهد آمد. و سپس قصد دارم آن را با صحبتی در مورد آمادهسازیهای طبیعیتر به پایان برسانم. ما قصد داریم یک کیف نجات، اساساً یک کیف اضطراری، بسازیم تا چند گام منطقی و مفید در اختیارتان قرار دهیم. و نکات دیگری هم هست که میخواهم در مورد برخی پیشگوییهای موجود و همچنین ارتباط آنها با زندگی روزمرهمان مطرح کنم. و همیشه چیزهای دیگری هم هست که به آنها خواهیم پرداخت و هر سوالی که بتوانیم به آن بپردازیم، فردا هم در پایان روز به آن خواهیم پرداخت. خب، خیلی خب، همگی، بحث رو جمعبندی میکنیم. با یک دعا جلسه را به پایان برسانیم. ما میخواهیم به مادر مقدسمان توسل کنیم. پس بیایید با هم دعای «سلام بر مریم» را بخوانیم و از بانوی ما بخواهیم که در کنار ما باشد، در حالی که درباره اطلاعاتی که امشب شنیدهایم و آنچه فردا برای ما به ارمغان خواهد آورد، تأمل و دعا میکنیم. و اینکه ما شور و شوق، الهام و اشتیاق برای برداشتن قدم بعدی را از دست ندهیم، هر قدمی که خدا از ما میخواهد برداریم. و البته، همه چیز از دعا شروع میشود و ریشه در آن دارد. به نام پدر، به پسر، به روح القدس. آمین. پروردگارا، از تو میخواهیم که به واسطه شفاعت مادر مقدسمان، فرشتگان نگهبانمان، قدیسان حامیمان، امشب در کنارمان باشی تا تمام این اطلاعاتی را که داریم و در موردشان صحبت کردیم، پردازش کنیم و به ما راهنمایی، حکمت و مشورت بدهی تا بدانیم در این دوران، در این لحظات تاریخی که در آن زندگی میکنیم، از ما چه میخواهی، تا بتوانیم به عنوان ائتلافی از مسیحیان وفادار، کاتولیکهای وفادار که تو ما را به آن فرا میخوانی، گرد هم آییم. ما همیشه و در هر کاری که انجام میدهیم، از مادر مقدس شفاعت میخواهیم که ما را به سوی پسرش هدایت کند و به ما نشان دهد که پسرش از تک تک ما چه میخواهد. و با هم، درود بر مریم، ای پر از فیض، خداوند با توست. تو در میان زنان مبارک هستی، و مبارک است ثمره رحم تو، عیسی. ای مریم مقدس، مادر خدا، برای ما گناهکاران اکنون و در ساعت مرگمان دعا کن. آمین. خیابان یوسف، ای نمونهی کارگران، برای ما دعا کن. به نام پدر و پسر و روح القدس. آمین. خیلی خب، همگی. باز هم، بودن در کنار همه شما فوقالعاده بود. امیدوارم و دعا میکنم که شب فوقالعادهای داشته باشید. امشب خوب بخواب. در آن آرامش الهی، آن آیه فیلیپیان ۴ را به یاد داشته باشید، که از آیه ۶ شروع میشود، فیلیپیان ۴، آیات ۶ و ۷. نگران هیچ چیز نباشید، بلکه با شکرگزاری و تضرع، همه چیز را به درگاه خدا بیاورید. نماز خواندن. و آنگاه آرامش مسیح که محافظت خواهد کرد، آرامش خدا که فراتر از تمامی عقل است، دلها و ذهنهای شما را در مسیح عیسی حفظ خواهد کرد. فراتر از هر فهمی. ما هم هدفمان همین است. ما بدون ترس آماده میشویم. ما این کار را با ایمان انجام میدهیم. باشه. خیلی خوب. دوباره، فردا، ساعت ۱۱ صبح ما مشتاقانه منتظر دیدن شما. برای اطلاعات بیشتر به BRCoalition.com مراجعه کنید. منتظر چند سخنرانی عالی از پدر هیلمن و پدر ریهیل فردا باشید. بیایید این را به سطح بالاتری ببریم و از نظر جسمی، ذهنی و روحی آمادهتر باشیم. خیلی خوب. خداوند همه شما را حفظ کند و به همه شما قوت و قدرت عطا فرماید. مشتاقانه منتظر دیدار همه شما فردا ساعت ۱۱ صبح هستم وقت مرکزی.
برای سفر با مارک در La حالا ورد,
بر روی بنر زیر کلیک کنید تا مشترک.
ایمیل شما با کسی به اشتراک گذاشته نمی شود.
هم اکنون در تلگرام کلیک:
مارک و "نشانه های زمان" روزانه را در MeWe دنبال کنید:

نوشته های مارک را اینجا دنبال کنید:
به موارد زیر گوش دهید:


