در مقدس شدن

 


زن جوان در حال جارو کردن ، ویلهلم هامرشوی (1864-1916)

 

 

من هستم حدس می زنم که بیشتر خوانندگان من احساس می کنند مقدس نیستند. این قداست ، مقدس بودن در واقع در این زندگی امری غیرممکن است. ما می گوییم ، "من خیلی ضعیف ، بسیار گناهکار ، بسیار ضعیف هستم تا بتوانم به صفات صالحان بروم." ما کتاب مقدس را مانند موارد زیر می خوانیم و احساس می کنیم که آنها در سیاره دیگری نوشته شده اند:

... همانطور که او که شما را مقدس خوانده است ، در هر جنبه از رفتار خود مقدس باشید ، زیرا نوشته شده است: "مقدس باشید زیرا من مقدس هستم". (1 حیوان خانگی 1: 15-16)

یا یک جهان متفاوت:

بنابراین شما باید کامل باشید ، همانطور که پدر آسمانی شما کامل است. (مت 5:48)

غیرممکن است؟ آیا خدا از ما می خواهد - نه ، فرمان ما - چیزی که نمی توانیم باشیم؟ اوه بله ، درست است ، ما بدون او ، که منشأ تمام قداست است ، نمی توانیم مقدس باشیم. عیسی صریح بود:

من انگور هستم ، شما شاخه ها هستید. هر که در من و من در او باقی بماند ثمرات زیادی خواهد داشت ، زیرا بدون من هیچ کاری نمی توانید انجام دهید (یوحنا 15: 5)

حقیقت این است - و شیطان آرزو دارد که آن را از شما دور نگه دارد - تقدس نه تنها ممکن است ، بلکه امکان پذیر است در حال حاضر.

 

در کل خلاقیت

مقدس بودن چیزی کمتر از این نیست: در آفرینش گرفتن جایگاه شایسته خود. معنی آن چیست؟

هنگام مهاجرت غازها به مناطق گرمتر تماشا کنید. هنگام آماده شدن برای خواب زمستانی ، به حیوانات جنگل توجه کنید. هنگام ریختن برگها ، درختان را مورد توجه قرار داده و برای استراحت آماده شوند وقتی ستاره ها و سیارات را دنبال می کنند ، به مدارهای خود نگاه می کنند ... در تمام آفرینش ها ، شاهد هماهنگی چشمگیری با خدا هستیم. و آفرینش چه می کند؟ هیچ چیز خاصی نیست ، واقعاً فقط انجام کاری که برای انجام آن ایجاد شده است. و با این حال ، اگر می توانستید با چشم معنوی ببینید ، ممکن است بر روی آن غازها ، خرس ها ، درختان و سیارات هاله وجود داشته باشد. منظور من از معنای پانتئیستی این نیست - که خلقت خود خداست. اما آن خلقت تابش می کند زندگی و قداست خداوند و اینکه حکمت خدا از طریق کارهای او آشکار می شود. چطور؟ توسط آنها آنچه را که برای ایجاد در نظم و هماهنگی آفریده شده اند انجام می دهند.

 

مرد متفاوت است

اما انسان با پرندگان و خرس ها متفاوت است. ما آفریده شده ایم به تصویر خدا. و "خدا is عشق". حیوانات و موجودات دریایی ، گیاهان و سیارات ، از روی عشق ایجاد شده اند تا انعکاس آن را نشان دهند خرد از عشق. اما خود انسان بسیار است تصویر از عشق. در حالی که موجودات زمین و حیات گیاهان طبق اطاعت از غریزه و نظم حرکت می کنند ، انسان خلق شده است تا طبق الگوی بی نهایت بالاتر حرکت کند دوست دارم. این یک مکاشفه انفجاری ، تا حدی که فرشتگان را در هیبت و شیاطین را از حسادت فرو می برد.

کافی است که بگوییم خداوند به انسان آفریده نگاه کرد ، و او را چنان زیبا یافت که عاشق او شد. خدا از این مظاهر او غبطه خورد ، خود شخص نگهبان و صاحب انسان شد و گفت: "من همه چیز را برای شما آفریدم. من به تو بر همه چیز تسلط می دهم. همه مال شماست و شما همه مال من خواهید بود "... اگر انسان می دانست که روحش چقدر زیبا است ، چند ویژگی الهی دارد ، چگونه از زیبایی و قدرت و نور بر همه چیز خلق شده پیشی می گیرد - تا حدی که بتوان گفت که او یک خدای کوچک و شامل یک جهان کوچک در درون خود است - چقدر بیشتر به خود احترام می گذارد. - عیسی به بنده خدا لوئیزا پیكارتا ، از جلدهای XXII ، 24 فوریه 1919 همانطور که با اجازه ecclessial از نقل شده است هدیه زندگی در اراده الهی در نوشته های لوئیزا پیکارارتا ، پدر جوزف ایان نوازی ، ص. 37

 

تقدس عادی است

با تلفیق سخنان سنت پل و مسیح در بالا ، مفهومی از مقدس بودن در حال ظهور است: مقدس بودن باید کامل باشد همانطور که پدر آسمانی کامل است. بله ، می دانم ، این در ابتدا غیرممکن به نظر می رسد (و بدون کمک خداوند). اما عیسی واقعاً چه می پرسد؟

او از ما می خواهد که به سادگی جای خود را در خلقت بگیریم. هر روز ، میکروب ها این کار را می کنند. حشرات این کار را می کنند. حیوانات این کار را می کنند. کهکشان ها این کار را می کنند. آنها از نظر معنای كامل "كامل" هستند و آنچه را كه بودند انجام می دهند ایجاد شده برای انجام و بنابراین ، جایگاه روزمره شما در خلقت چیست؟ اگر شما در تصویر عشق ساخته شده اید ، پس از آن ساده است عشق ورزیدن. و عیسی عشق را خیلی ساده تعریف می کند:

اگر احکام مرا حفظ کنید ، در عشق من باقی خواهید ماند ، همانگونه که من احکام پدرم را نگه داشته ام و در عشق او باقی مانده ام. این را به تو گفته ام تا شادی من در تو باشد و شادی تو کامل باشد. این دستور من است: همانطور که من شما را دوست دارم یکدیگر را دوست داشته باشید. هیچ کس عشق بیش از این را ندارد ، که زندگی خود را برای دوستان خود بگذارد. (یوحنا 15: 10-13)

بیش از این ، خود عیسی مأمور شد تا حدی ، به ما نشان دهد که واقعاً چه کسی هستیم.

او تصویر خدای ناپیداست ، نخست زاده همه آفرینش است. (سرهنگ 1:15)

و چگونه عیسی مفهوم پسر بودن خدا را نشان داد؟ می توان گفت ، با اطاعت از دستور ایجاد شده ، و برای انسان ، این به معنای زندگی در اراده الهی پدر است ، که بیان کامل عشق است.

زیرا عشق به خدا این است که ما به احکام او عمل کنیم. و احكام او سنگين نيست ، زيرا هر كه از سوي خدا متولد شود ، جهان را تسخير مي كند. و پیروزی که جهان را تسخیر می کند ایمان ماست. (اول یوحنا 1: 5-3)

دستورات او سنگین نیست، سنت جان می نویسد. به عبارت دیگر ، تقدس در واقع فراخوانی به موارد خارق العاده نیست بلکه به عادی است. این به سادگی لحظه به لحظه در اراده الهی با قلب زندگی می کند سرویس. بنابراین ، شستن ظرف ها ، بردن بچه ها به مدرسه ، جارو کشیدن زمین ... این مقدسیت است که از روی عشق به خدا و همسایه انجام شود. بنابراین ، کمال هدفی دور و دست نیافتنی نیست ، در غیر این صورت عیسی ما را به آن دعوت نمی کرد. کمال شامل انجام وظیفه لحظه ای با عشق است - کاری که ما برای انجام آن خلق شده ایم. درست است که انجام این کار به عنوان موجودات افتاده غیرممکن است رحمت. چنین مرگ بدون مرگ و قیام عیسی مأیوس کننده نخواهد بود. اما حالا…

… امید ناامید کننده نیست ، زیرا عشق خدا از طریق روح القدس که به ما اعطا شده است ، در قلب ما ریخته شده است. (روم 5: 5)

عیسی در هر زمان دیگری غیر از صحیح شما را صداقت نمی کند اکنون زیرا شما نمی دانید در لحظه بعدی کجا خواهید بود ، اینجا یا آن طرف ابدیت. به همین دلیل است که می گویم مقدس بودن در حال حاضر امکان پذیر است: با روی آوردن به خدا با قلبی کودکانه ، از او خواستن خواست او چیست ، و این کار را با تمام وجود برای او و همسایه در قدرت روح القدس انجام می دهید.

 

جای شما در خلاقیت شادی شماست

گرایش بشر ، که توسط خرد روشن نشده است ، دیدن این دعوت به کمال است ، در واقع از خدمت رسانی، به نوعی ضد شادی است. از این گذشته ، ما بلافاصله می دانیم که این شامل انکار خود و غالباً فداکاری است. یکی از گفته های مورد علاقه من درباره مبارک جان پل دوم این است:

گوش دادن به سخنان مسیح و پرستش او ، ما را به سمت انتخاب شجاعانه و انتخاب بعضی اوقات سوق می دهد تصمیمات قهرمانانه عیسی طلبکار است ، زیرا او آرزوی سعادت واقعی ما را دارد. کلیسا به مقدسین احتیاج دارد. همه به مقدسات فراخوانده می شوند و افراد مقدس به تنهایی می توانند بشریت را تجدید کنند. - پاپ JOHN PAUL II ، پیام روز جهانی جوانان برای 2005 ، شهر واتیکان ، 27 اوت 2004 ، Zenit.org

اما اجازه ندهید که فکر کنیم که قداست شامل "تصمیمات قهرمانانه" است یا تنها عمل می کند. در واقع ، ما داستان هایی از نبردهای مقدسین ، مرگ و میر شدید آنها ، کارهای خارق العاده آنها و غیره را می شنویم و شروع به فکر کردن می کنیم که چیزی است که یک قدیس به نظر می رسد در حقیقت ، مقدسین در قلمرو معجزات ، فداکاری های بزرگ و فضیلت قهرمانانه حرکت کردند دقیقا زیرا آنها قبل از هر چیز در مسائل کوچک وفادار بودند. هرگاه شخص در قلمروهای خدا حرکت کند ، همه چیز ممکن می شود. ماجراجویی به قاعده تبدیل می شود؛ معجزه آسا عادی می شود. و شادی عیسی مالکیت روح می شود.

بله ، پدربزرگ فقید گفت: "بله ،" گاهی اوقات "ما باید قهرمانانه تصمیم بگیریم. اما این وفاداری روزمره به وظیفه آن لحظه است که بیشترین شجاعت را می طلبد. به همین دلیل سنت جان نوشت که "ایمان ما پیروزی است که جهان را تسخیر می کند" ایمان طول می کشد تا بعد از هر وعده غذایی با عشق زمین را بشویید و باور کنید این راهی به بهشت ​​است. اما هست و چون هست ، مسیر سعادت واقعی نیز هست. زیرا این وقتی است که شما به این روش محبت می کنید ، ابتدا پادشاهی خدا را حتی در چیزهای کوچک جستجو می کنید ، و از دستورات او پیروی می کنید ، کاملاً انسان می شوید - همانطور که آهوها وقتی از قوانین طبیعت پیروی می کنند کاملاً آهو هستند. و هنگامی که کاملاً انسانی می شوید روح شما برای دریافت هدایای بی نهایت و تزریق خود خدا باز می شود.

خدا عشق است و هر که عاشق بماند در خدا و خدا در او می ماند. در این است که عشق در بین ما به کمال رسیده است ، که ما در روز قضاوت اعتماد داریم زیرا ما همانطور که او هستیم ، در این دنیا نیز هستیم. در عشق ترس وجود ندارد ، اما عشق کامل ترس را از بین می برد زیرا ترس با مجازات ارتباط دارد و بنابراین کسی که می ترسد هنوز در عشق کامل نیست. (اول یوحنا 1: 4-16)

کامل بودن در عشق ، به سادگی جای گرفتن شخص در خلقت است: عشق ورزیدن ، لحظه به لحظه در چیزهای کوچک. این هست مسیر کوچک از قداست

هنگامی که روح انسانها در اطاعت ارادی به همان اندازه کامل شوند که آفرینش بی جان در اطاعت بی جان خود است ، آنگاه آنها شکوه خود را به تن می کنند ، یا بهتر بگوییم آن شکوه بزرگتری که طبیعت تنها طرح اصلی آن است. سی سی لوئیس ، وزن جلال و آدرسهای دیگر ، انتشارات Eerdmans؛ از جانب The Magnificat ، نوامبر 2013 ، ص. 276

 

 

 

ما 61٪ راه هستیم 
به هدف ما 
از 1000 نفر ماهیانه 10 دلار اهدا می کنند 

با تشکر از حمایت شما از این وزارتخانه تمام وقت.

  

به مارک در فیس بوک و توییتر بپیوندید!
لوگوی فیس بوکتوییترلوگو

نوشته شده در صفحه اصلی, روح و روان و برچسب , , , , , , , , , , , , .