
ای انسان فانی، به تو گفته شده است که چه چیزی خوب است،
و آنچه خداوند از شما میخواهد:
جز برای اجرای عدالت و دوست داشتن نیکی،
و با فروتنی با خدای خود رفتار کردن.
(میکاه ۶:۸)
و یا بر روی یوتیوب
I درست پس از سقوط والدین اولیهمان، همچنان مجذوب آن بخش کوچک از کتاب مقدس در سفر پیدایش هستیم. به آن فکر کنید: آدم و حوا تازه کل نظم جهان را برهم زده بودند. آنها زوال را به خلقت، و مرگ را به نسل بشر وارد کردند. آنها با رد عمدی کلام خدا، مرتکب گناه کبیره شدند...
... و با این حال، ما میخوانیم که خداوند این کار را کرد نیستم حضورش را پس بگیر! بله، آدم و حوا مزایای باغ عدن را از دست دادند... اما عشق و حضور خالق خود را از دست ندادند. او در واقع در باغ قدم میزند، به دنبال برای آنها، همانطور که آنها «از حضور خداوند خدا» پنهان شده بودند (پیدایش ۳:۹)، و سپس آنها را فرا میخواند:
کجا هستند شما؟ (پیدایش 3: 9)
چه شگفتانگیزند این کلمات! چه نامفهومند! زیرا آنها همچنان در طول نسلها، در طول قرنها، در طول لحظات پرآشوب تاریخ بشر، برای من و شما طنینانداز میشوند. حتی با وجود گناهان جدی ما، خداوند نزدیک است و ما را میخواند: شما کجا هستید؟
خدا محبت خود را به ما اینگونه ثابت میکند که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح برای ما مرد. (رومیان 5: 8)
آیا وقت آن نرسیده است که یک بار برای همیشه، بالاخره این تصور که خدا ما را ترک میکند، ما را رها میکند را کنار بگذاریم؟
از روح تو کجا میتوانم بروم؟ از حضور تو، کجا میتوانم فرار کنم؟ ... اگر بگویم: «بیشک تاریکی مرا پنهان خواهد کرد و شب، نور من خواهد بود»، تاریکی برای تو تاریک نیست و شب مانند روز میدرخشد. (مزمور 139:7، 11-12)
بله، حتی تاریکی گناه و حماقت ما، عشق و حضور او را از بین نمیبرد.
اگر ما بیوفا باشیم، او وفادار میماند، زیرا نمیتواند خود را انکار کند. (2 تیموتی 2: 13)
دقیقاً همین گناهکاری و بدبختی ماست که تساوی عیسی نزدیک است، زیرا او آمده است تا «قوم خود را از گناهانشان نجات دهد»:[1]متی ۱:۲۱
ای روح گناهکار، از ناجی خود نترس. من اولین قدم را برای آمدن به سوی تو برمیدارم، زیرا میدانم که تو به تنهایی قادر به بلند شدن نزد من نیستی... روح تو چقدر برای من عزیز است! نام تو را بر دستم حک کردهام؛ تو همچون زخمی عمیق در قلب من حک شدهای. - عیسی تا سنت فاوستینا ، رحمت الهی در روح من، خاطرات ، ن. 1485
آیا مادری میتواند نوزاد خود را فراموش کند، و نسبت به فرزند رحم خود بیمهر باشد؟ حتی اگر او فراموش کند، من هرگز تو را فراموش نخواهم کرد. (اشعیا 49: 15)
خدا هرگز شما را ترک نخواهد کرد. تمام. اما آیا ما او را ترک میکنیم؟
پاسخ دادن به خدا
دقیقاً همینطوره زیرا از گناه و طبیعت سقوط کرده ما که نه تنها در حضور او ماندن و در نتیجه شنیدن صدای او مشکل داریم، بلکه به ویژه اعتماد کردن و توکل به خدا مستلزم سختکوشی، انکار واقعی جسم و آن روشنفکریای است که میخواهد کنترل امور را در دست داشته باشد.
هر که میخواهد از من پیروی کند، باید خود را انکار کند، صلیب خود را بردارد و از من پیروی کند. (متی 16: 24)
همانطور که میخوانید در جستجوی خدا, ما او را خواهیم یافت if we «با پشتکار» او را بجویید (امثال ۸:۱۷)، «اگر با تمام دل و جان خود او را جستجو کنی» (تثنیه ۴:۲۹). توکل به خدا، جستجوی او با تمام «دل و جان» به معنای یادگیری اراده او و سپس انجام آن است.
باز هم، بسیاری ممکن است احساس اینکه آنها حضور خدا را از دست دادهاند، اما نه به این دلیل که واقعاً این اتفاق افتاده، بلکه به این دلیل که حتی در کوچکترین چیزها هم از انجام اراده او دست کشیدهاند. اینطور نیست که خدا در آن لحظات ما را ترک کرده باشد، بلکه این ما هستیم که اکنون بیقراری و غم را به عنوان همخواب خود دعوت کردهایم.
و بنابراین عیسی کلید مطمئنی را نه تنها برای یافتن دوباره او، بلکه برای ... به ما میدهد. باقی مانده در حضور آرام او:
اگر احکام من را نگاه دارید، در محبت من خواهید ماند، همانطور که من احکام پدرم را نگاه داشتم و در محبت او می مانم. (جان 15: 10)
از آنجا که «خدا عشق است»، عمل به فرامین او همان «ماندن در حضور اوست» است. و با این، ثمرات معنوی که همه ما آرزویش را داریم، حاصل میشود: عشق ، شادی ، آرامش ، صبر ، مهربانی ، سخاوت ، وفاداری ، نرمش و خویشتنداری — میوه روح القدس.[2]غلاطیان 5: 22-23 آدم و حوا خدا را از دست ندادند؛ آنها به دلیل نافرمانی خود، تا حدی از ثمرات روح القدس محروم شدند. به همین ترتیب، وقتی ما از فرامین خدا منحرف میشویم، حضور او را از دست نمیدهیم. per se اما ما از دست میدهیم مزایای of ارتباط واقعی با او.
این منجر به غم، مالیخولیا، افسردگی، ناامیدی میشود - و سپس صدها راه برای درمان خودمان. آیا ما این احساسات را به این معنی تفسیر میکنیم که خدا ما را رها کرده است؟
من فکر میکنم اگر ما صرفاً از کلام خدا، حقیقتی که ما را آزاد میکند، اطاعت کنیم، بخش زیادی از مشکلات روانی نسل ما از بین خواهد رفت.[3]جان 8: 32 زیرا همانطور که عیسی گفت،
آمین آمین به شما می گویم هر که گناه می کند بنده گناه است. (جان 8: 34)
ما نه برای بردگی، بلکه برای آزادی معنوی آفریده شدهایم، به همین دلیل است که وقتی از مدار اراده خدا خارج میشویم، وجدانمان آرامش ما را به هم میریزد. اما همانطور که خورشید در آسمان ثابت است و در طوفانهای زمین از آن فرار نمیکند، عیسی پسر خدا نیز در سختیها و آزمایشهای زندگیتان از شما فرار نمیکند. او هرگز شما را ترک نخواهد کرد. تمام.
بنابراین هرگز مسئله «از دست دادن او» نیست، بلکه یافتن و انتخاب کردن است چگونه با او بمانیم:
هر که احکام مرا دارد و آنها را رعایت میکند، همان کسی است که مرا دوست دارد. و هر که مرا دوست دارد، پدرم او را دوست خواهد داشت، و من او را دوست خواهم داشت و خود را به او آشکار خواهم کرد... هر که مرا دوست دارد، کلام مرا نگاه خواهد داشت، و پدرم او را دوست خواهد داشت، و ما نزد او خواهیم آمد و با او مسکن خواهیم گزید. (جان 14: 21 ، 23)