
نوشتم چندی پیش در مورد نبرد بانوی ما، و نقشی که یک "بازمانده" برای آن فوراً آماده می شود. من می خواهم به آن اشاره کنم یک جنبه دیگر نیز دارد.
گریه گریه
در نبرد گیدئون - استعاره ای از نبرد بانوی ما - سربازان تحویل داده می شوند:
شاخ و کوزه خالی ، و مشعل داخل کوزه. (داوران 7:17)
وقت آن که رسید ، کوزه ها شکسته شدند و ارتش گیدئون بوق خود را به صدا درآورد. یعنی جنگ با شروع شد موسیقی.
در داستانی دیگر ، پادشاه یهوشافات و افرادش قرار است مورد حمله ارتش بیگانه قرار گیرند. اما خداوند با آنها صحبت می کند و می گوید ،
از دیدن خیل عظیم مردم نترسید و دل خود را از دست ندهید ، زیرا جنگ شما نیست بلکه خداست ... فردا به استقبال آنها بروید و خداوند با شما خواهد بود. (2 کرون 20:15 ، 17)
آنچه بعد اتفاق می افتد مهم است.
او پس از مشورت با مردم ، عده ای را برای آواز خواندن برای خداوند و برخی را به منصوب كرد ظاهر مقدس را ستایش کنید همانطور که در راس ارتش پیش رفت. آنها آواز خواندند: "خداوند را شكر كن ، كه رحمت او تا ابد پابرجاست". در همان لحظه که آنها سرود شادمانه خود را آغاز کردند ، خداوند در برابر عمونیها ، موآبی ها و کسانی که از کوه سیر بودند که علیه یهودا می آمدند ، کمین گرفت تا پیروز شوند. (نسخه 21-22 ؛ NAB ؛ (توجه داشته باشید: ترجمه های دیگر به جای "ظاهر مقدس" "خداوند" را می خوانند.)
باز هم ، این نوازندگان هستند که مردم را به جنگ سوق می دهند - نبردی که در آن خوب کمین می فرستد ، یعنی فرشتگان در حال جنگ او.
وقتی یوشع و بنی اسرائیل برای تصرف شهر به اریحا آمدند ،
کشتی میثاق با هفت کشیش که شاخ قوچ را جلوی کشتی خداوند حمل می کردند. (جاشوا 6: 6)
آنها شش روز در شهر حلقه زدند و در روز هفتم ، یوشع دستور داد:
وقتی بوق زد ، مردم فریاد زدند. وقتی صدای بوق سیگنال را شنیدند ، فریادی خارق العاده بلند کردند. دیوار فرو ریخت و مردم در حمله جبهه ای به شهر هجوم بردند و آن را گرفتند. (آیه 20)
در هر یک از این داستان ها ، صدای ستایش که سنگرهای دشمنان را بهم می زند.
آزاد سازی ستایش
In جن گیری اژدها، من نوشتم كه مریم چگونه ما را برای نبردی بزرگ برای روح آماده می كند. هنگامی که مسیح نور ما این "روشنایی وجدان" را اعطا می کند ، ما برای استفاده از شمشیر کلام خدا فرستاده می شویم. همچنین این ستایش و ستایش ما از عیسی مسیح در "ظهور مقدس" شادمانی است که "کمین" دشمن توسط سنت مایکل فرشته و هم گروهان او را به وجود می آورد. هنگامی که عیسی خود را در مقدسین مقدس نشان می دهد ، یک آهنگ جدید و فوق العاده جدید ساخته خواهد شد که در ستایش بالا خواهد رفت. در این آواز ستایش ، بسیاری از قلعه های شیطانی که آنها را بند و زنجیر نگه داشته اند ، آزاد می شوند. به نظر می رسد مانند یک فریاد:
آنها با صدای بلند فریاد زدند: "نجات از خدای ما ، که بر تخت سلطنت نشسته است ، و از بره ناشی می شود." (Rev 7:10)
باز هم ، در مکاشفه می گوید که این بازمانده "[متهم کننده برادران] را فتح کرد توسط خون بره و به قول شهادتشان. " شهادت ما واقعاً آواز ستایش است ، ستایش مداخله خدا در زندگی ماست. و این واقعاً همان چیزی است که مزامیر است - داود و شهادت بنی اسرائیل.
این شهادتها و آوازهای ستایش م faithfulمنان ، و قدرت آنها در گشودن زنجیره های امرا و قدرتها ، در مزمور 149 پیشگویی شده است:
بگذارید م faithfulمنان از جلال خود شاد شوند ، از ضیافت خود از شادی گریه کنند ، با دهان خدا در دهان خود ، و یک شمشیر دو لبه در دست خود بگیرند ، تا قصاص ملت ها را ، مجازات مردم را ببندند ، پادشاهان با زنجیر ، نجیب زادگان آنها را با آهن ببندید ، تا قضاوتهایی را که برای آنها مقرر شده است اجرا کنید - این شکوه همه وفای خدا است. سپاس خداوند را! (مزمور 149: 5-9)
ضیافت چیست؟ این جشن عروسی بره مکاشفه است که ما از طریق ایثار توده و ستایش در آن شرکت می کنیم. شمشیر دو لبه کلام خداست که گفته خواهد شد یا آواز خوانده خواهد شد - "ستایش خدا در دهان آنها" - که قضاوت هایی را که در مورد "پادشاهان" و "اشراف" حکم داده شده است ، که نمادهای حکومت های اهریمنی و قدرتها پرستش بزرگ و مداوم خدا که در کتاب مکاشفه نفوذ می کند ، "بر روی زمین همانطور که در بهشت است" ، و آواز باقی مانده از حقیقت بسیاری را آزاد خواهد کرد
سپس نگاه کردم و آنجا بره ای بود که در کوه صهیون ایستاده بود و صد و چهل و چهار هزار همراه او بر پیشانی آنها نام و نام پدرش نوشته شده بود. صدایی از آسمان شنیدم مثل صدای تند آب یا صدای بلند رعد و برق. صدایی که شنیدم مانند صدای چنگ نوازان بود که چنگ های خود را می نواختند. آنها در حال خواندن آوازهایی بودند که به نظر می رسید یک سرود جدید است قبل از تاج و تخت، قبل از چهار موجود زنده و بزرگان ... اینها کسانی هستند که بره را هر کجا که برود دنبال می کنند. (Rev 14: 1-4)
La مکاشفه "آنچه باید به زودی اتفاق بیفتد" ، کتاب مکاشفات یوحنا، همراه با آوازهای مراسم مقدس آسمانی بلکه با شفاعت "شاهدان" (شهدا) تحمل می شود. انبیا و مقدسین ، همه کسانی که برای شهادت دادن به عیسی بر روی زمین کشته شدند ، انبوه کسانی که پس از سختی بزرگ ، پیش از ما به پادشاهی رفته اند ، همه ستایش و شکوه او را می خوانند بر تخت نشسته ، و از بره. در ارتباط با آنها ، کلیسای روی زمین نیز در میان آزمایش این آوازها را با ایمان می خواند. ایمان با درخواست و شفاعت ، در برابر همه امیدها امید می ورزد و از "پدر نورها" ، كه "هر موهبت كامل" از او نازل می شود ، تشكر می كند. بنابراین ایمان ستایش محض است. -کتک زدن کلیسای کاتولیک، n2642
جان جان می گوید: "پیروزی که جهان را تسخیر می کند ، ایمان است" (1 یوحنا 5: 4). تمجید خالص.
شهادت شخصی: قدرت تحسین
پانزده سال پیش ، من خدمت خود را به عنوان رهبر ستایش و عبادت کاتولیک آغاز کردم. در آن زمان ، مدتی بود که با یک گناه خاص دست و پنجه نرم می کردم و احساس می کردم یک برده کامل آن هستم.
یک روز عصر ، در راه رفتن به جلسه ای با سایر رهبران موسیقی بودم. من کاملا احساس شرمندگی کردم. شنیدم متهم برادران زمزمه کردن اینکه من یک شکست کامل هستم ، یک جعلی ، یک ناامیدی بزرگ برای خدا و هر کسی که من را می شناسد. من حتی نباید در این جلسه باشم.
یکی از رهبران برگه های آهنگ را پخش کرد. احساس لایق خواندن نمی کردم. اما من به عنوان یک رهبر عبادت به اندازه کافی می دانستم که آواز خواندن است عمل ایمان، و عیسی گفت ، "ایمان به اندازه یک دانه خردل می تواند کوه ها را حرکت دهد. & q uot؛ بنابراین من تصمیم گرفتم که او را ستایش کنم ، زیرا بالاخره ما خدا را عبادت می کنیم زیرا که به خاطر اوست ، نه به این دلیل که باعث می شود احساس خوبی داشته باشیم و یا اینکه او به ستایش مخلوقاتش احتیاج دارد و یا اینکه لایق ما هستیم. بلکه برای آن است ما سود. ستایش قلب ما را به روی خدا و واقعیت کسی که باز است باز می کند ، و هنگامی که او را با آن روح حقیقت پرستش می کنیم ، او از عشق بزرگ خود به ما می رسد. حمد خدا را به سمت ما می کشاند!
شما مقدس هستید ، بر تخت سلطنت هستید در ستایش ها اسرائیل ... به خدا نزدیک شوید و او نیز به شما نزدیک خواهد شد. (مزمور 22: 3 ؛ جیمز 4: 8)
وقتی کلمات از زبانم غلتیدند ، ناگهان احساس کردم برق از بدنم می پیچد. در نظر ذهن من ، به نظر می رسید که من را در آسانسوری بدون در و در اتاق با کف شیشه ای کریستال بلند می کنند (بعداً در کتاب مکاشفه خواندم که در اتاق تخت خدا یک "دریا شیشه" وجود دارد) همه در یک بار احساس می کردم روحم پر از خدا شده است. داشت مرا در آغوش می گرفت! او درست مثل من عاشق من بود ، همه در گناه خوک پوشیده شده بود - دقیقاً مثل پسر ولخرج… یا زکئوس.
وقتی آن شب از ساختمان خارج شدم ، قدرت آن گناهی که سالها با آن دست و پنجه نرم کردم بود شکسته. من نمی دانم خدا چگونه این کار را کرد تنها چیزی که می دانم این است که من قبلا برده بودم و اکنون آزاد شده ام. او مرا آزاد کرد!
و شمشیری که زنجیرها را شکست ، آن بود آهنگ مداحی.
بر لبان کودکان و نوزادان ستایش کرده اید تا دشمن خود را خنثی کنید ، دشمن و یاغی را ساکت کنید. (مزمور 8: 3)
در حالی که پل و سیلاس هنگام گوش دادن به زندانیان مشغول دعا و سرود برای خدا بودند ، ناگهان زمین لرزه ای شدیدی رخ داد که پایه های زندان لرزید. همه درها پرواز کردند و زنجیرهای همه شل شد. (اعمال 16: 25-26)
بیشتر خواندن: