صلیب روشن کردن

 

راز خوشبختی استعداد در برابر خدا و سخاوت به نیازمندان است ...
—POPE BENEDICT XVI ، 2 نوامبر 2005 ، زنیت

اگر صلح نداریم ، به این دلیل است که فراموش کرده ایم متعلق به یکدیگر هستیم ...
- سنت ترزا از کلکته

 

WE اینقدر از سنگین بودن صلیب های ما صحبت کنید. اما آیا می دانید صلیب ها می توانند سبک باشند؟ آیا می دانید چه چیزی باعث سبکتر شدن آنها می شود؟ این است عشق. نوعی عشق که عیسی درباره آن صحبت کرد:

همدیگر را دوست داشته باشید. همانطور که من شما را دوست داشته ام ، شما نیز باید یکدیگر را دوست داشته باشید. (یوحنا 13:34)

در ابتدا ، چنین عشقی می تواند دردناک باشد. زیرا جان خود را برای دیگری گذاشتن ، اغلب به معنای اجازه دادن به آنها تاج خار بر روی سر ، ناخن در دست و پا و راه راه بر پشت است. وقتی عشق این را می خواهد اینگونه احساس می شود we کسی باشید که صبور ، مهربان و ملایم باشد. چه زمانی we کسی باشید که باید بارها و بارها ببخشد. چه زمانی we برنامه های خود را برای برنامه های دیگر کنار بگذاریم. چه زمانی we باید نقص عملکرد و خودخواهی اطرافیان را تحمل کند.

 

روشن کردن صلیب

اما هنگامی که ما یکدیگر را دوست داریم همانطور که مسیح ما را دوست داشته است ، چیزی غیر قابل مشاهده برای چشم اتفاق می افتد. صلیب سبک تر می شود. این طور نیست که فداکاری کمتر باشد؛ این همان چیزی است که من شروع به "وزن" خودم را از دست بدهم وزن نفس من ، خودخواهی خودم ، اراده خودم. و این در درون خود میوه های خارق العاده شادی و آرامش را تولید می کند که مانند هلیوم ، حتی با رنج رفتن گوشت ، سبکی را به قلب وارد می کند. 

آمین ، آمین ، به شما می گویم ، مگر اینکه یک دانه گندم به زمین بیفتد و بمیرد ، فقط یک دانه گندم باقی می ماند. اما اگر بمیرد ، میوه زیادی می دهد. (جان 12:24)

از طرف دیگر ، وقتی صبور و مهربان نیستیم ، وقتی بر راه خود پافشاری می کنیم و متکبر یا بی ادب ، تحریک پذیر یا کینه توز هستیم ، این "آزادی" و "فضایی" که فکر می کنیم ایجاد نمی کند ؛ بلکه ما با هدایت عشق به نفس خود را کمی بیشتر گسترش داده ایم ... و صلیب ما سنگین تر می شود. ما ناراحت تر می شویم ، و زندگی به نوعی کمتر لذت بخش به نظر می رسد ، حتی اگر همه چیزهایی را که فکر می کنیم خوشحال می کنند در اطراف خود جمع کرده ایم. 

حال ، مگر اینکه من و شما این کلمات را زندگی کنیم ، برخورد با این امر کاملاً از ما دور خواهد شد. به همین دلیل است که ملحدان مسیحیت را نمی فهمند. آنها نمی توانند فراتر از عقل باشند و میوه های ماورا طبیعی زندگی را در روح تجربه کنند ایمان.

زیرا او را کسانی می یابند که او را امتحان نمی کنند ، و خود را به کسانی نشان می دهد که به او ایمان ندارند. (حکمت سلیمان 1: 2)

در اینجا دو چیز در معرض خطر است: خوشبختی شخصی شما و نجات جهان. زیرا از طریق عشق شما ، از طریق این مردن به خود ، مردم به عیسی مسیح ایمان خواهند آورد. 

اگر از یکدیگر محبت داشته باشید ، همه از این طریق خواهند فهمید که شما شاگردان من هستید. (یوحنا 13:35)

اکنون ، ممکن است برخی از شما این سوال را داشته باشند که چرا؟ اکنون کلمه در حالی که به نظر می رسد جهان در حال سوختن است ، اخیراً بر بشارت ، عشق و موارد دیگر تمرکز کرده است. درست است ، بسیاری دیگر بر روی آخرین نقص پاپ ، تاریکی تجاوزگر ، نزدیک شدن به آزار و شکنجه ، رسوائی های جنسی در روحانیون و غیره متمرکز شده اند. دلیل اینکه من بر مورد نخست تمرکز می کنم این است که پاسخ به همه اینها دلهره بی پایان نیست این بحران ها به گونه ای است که گویی این به نوعی یک چیز واحد را تغییر می دهد. بلکه اینگونه است که من و شما خواهیم کرد به عنوان مسیحی دیگر وارد منطقه جنگی شوید برای آوردن رحمت ، نور و امید به این جهان شکسته - و شروع به تغییر آنچه می توانیم کنیم.

عیسی و بانوی ما در حال حاضر به ما نگاه می کنند ... 

 

عشق و ایمان

... به همین دلیل امسال نوشتن را شروع کردم در ایمانمگر اینکه با رعایت کامل خدا ، با اعتماد کامل به قدرت و مشیت او قدم برداریم ، قربانی ترس خواهیم شد - و انجیل در زیر یک سبد بوش پنهان خواهد ماند. 

در سال 1982 در طی جنگ بین لبنان و اسرائیل ، صد کودک مسلمان اسپاستیک و عقب مانده ذهنی توسط کارکنان یک پرورشگاه واقع در قسمت غربی بیروت بدون غذا ، مراقبت و بهداشت به حال خود رها شدند.[1]اخبار آسیاسپتامبر 2، 2016 مادر ترزا از کلکته با شنیدن این موضوع خواستار بردن به آنجا شد. به عنوان متن فیلم:

کشیش: "این ایده خوبی است ، اما شما باید شرایط مادر را درک کنید ... دو هفته پیش ، کشیشی کشته شد. آنجا هرج و مرج است. خطر بسیار زیاد است. "

مادر ترزا: "اما پدر ، این یک ایده نیست. من معتقدم این وظیفه ماست. باید برویم و بچه ها را یکی یکی ببریم. به خطر انداختن زندگی ما به ترتیب همه چیز است. همه برای عیسی. همه برای عیسی. می بینید ، من همیشه چیزها را از این نظر دیده ام. مدت ها پیش ، وقتی اولین نفر را (از خیابانی در کلکته) برداشتم ، اگر اولین بار این کار را نمی کردم ، پس از آن 42,000 نفر نمی گرفتم. فکر می کنم یک به یک ... (اخبار آسیا، 2 سپتامبر 2016)

یک روح ، یک صلیب ، یکبار یکبار. اگر به این فکر می کنید که عشق به همسرتان در یک سال آینده چقدر سخت خواهد بود ، هفته به هفته با همکاران خود صبور باشید ، عصبانیت فرزندان خود را هنگامی که هنوز در خانه زندگی می کنند تحمل کنید یا در آزار و شکنجه آینده و فعلی وفادار باشید ، واقعاً احساس خستگی می کنید. نه ، حتی عیسی گفت هر بار یک روز وقت بگیرد:

نگران فردا نباشید. فردا از خودش مراقبت خواهد کرد کافی برای یک روز شر آن است. (متی 6:34)

اما او گفت که این کار را بکنید در حالی که ابتدا به دنبال پادشاهی خدا و عدالت او باشید. اینگونه است که از اضطراب و ترس رهایی می یابیم. به این ترتیب صلیب سبک می شود. 

مادر ترزا اصرار داشت که برای نجات بچه ها وارد منطقه جنگی شود ، حتی اگر بمب ها پرواز می کردند:

مرد دوم: "عبور از (شرق به غرب) در حال حاضر کاملاً غیرممکن است. ما باید آتش بس بدست آوریم! "

مادر ترزا: "آه ، اما من از بانوی ما در دعا خواستم. من برای فردا در آستانه روز جشن او آتش بس خواستم. " (آستانه 15 آگوست ، جشن بعثت).

روز بعد، سکوت کامل بیروت را پوشانده است. مادر ترزا با یک اتوبوس و جیپ به دنبال کاروان ، به یتیم خانه رفت. به گفته یک مقام صلیب سرخ ، "کارکنان پرستاری آنها را رها کرده بودند. خود مهمانسرا داشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت و منجر به مرگ شد. کودکان بدون مراقبت ، بدون غذا رها شدند. تا زمان ورود مادر ترزا ، هیچ کس واقعاً به فکر این نبوده که مسئولیت این کار را بر عهده بگیرد. " امل مکارم شاهد تخلیه دو مرحله ای بود.

همه چیز با مادر ترزا جادویی ، معجزه آسا بود. او یک نیروی واقعی از طبیعت بود. کافی بود که او شب از شرق به غرب عبور کند. در مقابل ، من نمی توانم کودکانی را که نجات داده توصیف کنم. آنها از نظر ذهنی معلول بودند ، اما آنچه وحشتناک است این است که ما کودکان عادی را نیز در این گروه یافتیم که از طریق تقلید ، مانند کودکان ضعیف فکر رفتار می کردند. مادر ترزا آنها را در آغوش گرفت و ناگهان آنها شکوفا شدند و به شخص دیگری تبدیل شدند ، مثل وقتی که یک نفر به گل پژمرده کمی آب می دهد. او آنها را در آغوش گرفت و بچه ها در یک ثانیه شکوفا شدند. -اخبار آسیاسپتامبر 2، 2016

امروز ، نسل ما مانند این کودکان است: بی گناهی ما توسط فساد ، رسوائی ها و بی اخلاقی کسانی که باید نمونه ما باشند ، از ما پاره شده است. رهبران قلبهای کودکانه ما توسط خشونت ، پورنوگرافی و مادی گرایی مسموم شده است که موجب از بین بردن انسانیت و سرقت بسیاری از کرامت آنها شده است. جوانان توسط ایدئولوژی های دروغین و ضد انجیلی مورد بمباران فرش قرار گرفته اند که به نام "مدارا" و "آزادی" جنسیت و واقعیت را تحریف می کند. در وسط این منطقه جنگی واقعی قرار دارد که ما با ایمان و عشق وارد شده ایم ، نه تنها روحهای از دست رفته را در آغوش خود جمع می کنیم ، بلکه قلبهای خود را از طریق پارادوکس صلیب احیا می کنیم: هرچه بیشتر آن را حمل کنیم ، لذت ما بیشتر خواهد بود.

او به خاطر خوشی که پیش روی او بود صلیب را تحمل کرد (حبر 12: 2)

…برای…

عشق همه چیز را تحمل می کند ، همه چیز را باور دارد ، به همه چیز امیدوار است ، همه چیز را تحمل می کند. عشق هرگز شکست نمی خورد. (اول قرنتیان 1: 13 ، 7)

هر روز یکبار هر بار یک صلیب. یکبار یک روح.

این برای انسانها غیرممکن است ، اما برای خدا همه چیز ممکن است. (مت 19:26)

نوشتن بعدی ، من می خواهم در مورد اینکه چگونه خدا این امکان را برای شما و من فراهم می کند صحبت کنم ...

 

خواندن مرتبط

شادی راز

 

حمایت مالی و دعای شما به همین دلیل است
شما امروز این را می خوانید.
 برکت و ممنونم 

برای سفر با مارک در La حالا ورد,
بر روی بنر زیر کلیک کنید تا مشترک.
ایمیل شما با کسی به اشتراک گذاشته نمی شود.

 
نوشته های من در حال ترجمه است فرانسوی! (مرسی فیلیپ بی.!)
پور مایل به زرد در فرانسه ، کلیک در سورپوش:

 
چاپ دوستانه، PDF و ایمیل

پانویسها و منابع

پانویسها و منابع
1 اخبار آسیاسپتامبر 2، 2016
نوشته شده در صفحه اصلی, روح و روان.